روایت اشک‌های آقا سید مجتبی در حرم امام رضا(ع) و خاطرات خواندنی سال‌های مبارزه رهبرشهیدانقلاب

در میان خاطرات ماندگار کتاب «خون دلی که لعل شد»، برخی روایت‌ها بیش از آنکه از زندان، شکنجه و مبارزه سخن بگویند، از عشق، امید و انتظار خانواده‌های مبارزان پرده برمی‌دارند. یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های این کتاب، خاطره‌ای از آقا مجتبی خامنه‌ای در دوران کودکی است؛ زمانی که در حرم مطهر امام رضا(ع) با چشمانی اشکبار برای آزادی پدرش از زندان ساواک دعا می‌کند و تنها دو روز بعد، خبر آزادی پدر به خانواده می‌رسد.

در میان خاطرات ماندگار کتاب «خون دلی که لعل شد»، برخی روایت‌ها بیش از آنکه از زندان، شکنجه و مبارزه سخن بگویند، از عشق، امید و انتظار خانواده‌های مبارزان پرده برمی‌دارند. یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های این کتاب، خاطره‌ای از آقا مجتبی خامنه‌ای در دوران کودکی است؛ زمانی که در حرم مطهر امام رضا(ع) با چشمانی اشکبار برای آزادی پدرش از زندان ساواک دعا می‌کند و تنها دو روز بعد، خبر آزادی پدر به خانواده می‌رسد.

 
 
 
به گزارش تابناک؛ کتاب «خون دلی که لعل شد» مجموعه خاطرات حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای (مدّظلّه‌العالی) از زندان‌ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی است. این کتاب ترجمه فارسی اثر عربی «إنّ مع الصّبر نصراً» به شمار می‌رود که پیش‌تر در بیروت منتشر شد و از سوی شهید سید حسن نصرالله نیز معرفی شده بود.
 
در این مطلب ضمن معرفی کامل کتاب، فصل‌های آن را مرور کرده‌ایم و یکی از تأثیرگذارترین خاطرات کتاب؛ روایت اشک‌های آقا مجتبی در حرم امام رضا(ع) را می‌خوانید.
 
افشاگری علیه رژیم پهلوی، نخستین بازداشت، زندان پادگان، تراشیدن اجباری ریش، و خاطره مشهور «پسرم! به تو افتخار می‌کنم.»
فصل هشتم؛ قلعه سرخ

منبع  : تابناک

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *