روایت آرمان از پنج بار رفتن تا یکقدمی اعدام

این گفت‌وگوی تلفنی این طور آغاز شد: «من از زندان رجایی‌شهر تماس می‌گیرم. شما خبرنگار هستید؟ آرمان عبدالعالی را می‌شناسید؟ او کنار من است و می‌خواهد با شما صحبت کند.»

روایت آرمان از پنج  بار رفتن تا یکقدمی اعدام

این گفت‌وگوی تلفنی این طور آغاز شد: «من از زندان رجایی‌شهر تماس می‌گیرم. شما خبرنگار هستید؟ آرمان عبدالعالی را می‌شناسید؟ او کنار من است و می‌خواهد با شما صحبت کند.»

قبل از این حادثه رابطه‌ات با غزاله چطور بود و این حادثه چه تأثیری در زندگی‌ات گذاشت؟

منبع  : گیل خبر

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *