
اقتصاد۲۴-در این گزارش به نقل از خبرنگار ایسنا میخوانیم:
* سر صبح بود که تصاویری از حضور مردم در آرامستان آیچی سقز پخش شد. من تازه به ترمینال اتوبوس سقز رسیده بودم. تاکسی گرفتم و سرخوشانه گفتم من را ببر به آرامستان. خندید و من را تا اول میدان زندان رساند. بقیه راه را باید پیاده میرفتم. در جاده کمربندی که به آرامستان میرسید. بیشتر مردم پیاده به آن سو میرفتند. جمعیت مثل برادههای آهن به سوی آهنربا کشیده میشد. یک طرف خیابان ماشین بود و طرف دیگر جمعیتی که به سوی آرامگاه میرفت. آدمها خیلی حرف نمیزدند. پلیس اول جاده مستقر شده بود. پیاده نیم ساعتی تا آرامگاه راه بود و جمعیت درجاده قطع نمیشد. آرامگاه از جمعیتی که وارد آن میشد قابل تشخیص بود. یک بلندی را بالا میرفتی و بعد پایین میآمدی.
* چند روزی بود که خبر مراسم چهلم ژینا با شایعات گره خورده بود. اولش که نماینده سقز استعفا داد و بعد تکذیب شد و بعد در اتوبوس در راه سقز خواندم که علی دایی، حامد لک، وریا غفوری و ترانه علیدوستی برای مراسم فردا به سقز آمدهاند. همان شب از استاندارهم ماجرا را تکذیب کرد ولی در آرامستان کلی پلاکارد استقبال علی دایی دیدم. مردم این روزها به خیلی چیزها بیاعتماد شدند و حرف رسانههای رسمی را باور نمیکنند. تصور چنین جمعیتی را نداشتم. جمعیتی که با ورود به آرامستان شعار دادن را شروع میکردند. شعارهایی که از همه رنگ بود. از زن زندگی آزادی گرفته تا چهرههای قدیمی کردستان.
