روایتی از کودک همسری در صوفیان و شبستر؛ حجله‌ای برای عروس‌های کوچک

چهار شب پیش عروسی فائزه بوده. روفرشی‌هایی که برای مراسم شسته و آماده کرده بودند، هنوز از ایوان جمع نشده‌. مخده‌ها هم هنوز به دیوار تکیه داده شده‌ و اثر لم دادن میهمان‌ها رویشان پیداست. جز اینها، اثر دیگری از عروسی در خانه پیدا نیست. مادر فائزه با صورت گل انداخته از گرما، یک جعبه بزرگ را که چند تا شیرینی مربادار خردشده ته‌اش مانده، با خجالت تعارف می‌کند: «ببخشید دیگر، وسیله پذیرایی نیست.»
۱۳۹۸/۰۴/۲۹

روایتی از کودک همسری در صوفیان و شبستر؛ حجله‌ای برای عروس‌های کوچک

چهار شب پیش عروسی فائزه بوده. روفرشی‌هایی که برای مراسم شسته و آماده کرده بودند، هنوز از ایوان جمع نشده‌. مخده‌ها هم هنوز به دیوار تکیه داده شده‌ و اثر لم دادن میهمان‌ها رویشان پیداست. جز اینها، اثر دیگری از عروسی در خانه پیدا نیست. مادر فائزه با صورت گل انداخته از گرما، یک جعبه بزرگ را که چند تا شیرینی مربادار خردشده ته‌اش مانده، با خجالت تعارف می‌کند: «ببخشید دیگر، وسیله پذیرایی نیست.»

دو پسربچه، حدوداً هفت، هشت ساله توی حیاط دوچرخه سواری می‌کنند. برادرهای نوعروس‌اند که تازه 13 سالش شده. از یک سال و نیم پیش نامزد بوده. در صوفیان، این رسم غریب نیست؛ صوفیان شهر کوچکی است از توابع شبستر که با تبریز کمتر از 40 دقیقه فاصله دارد. می‌گویند در صوفیان رسم است دخترها را خیلی زود شوهر می‌دهند. بعضی جاها حتی زیر 10 سال.

فائزه تک دختر خانه است. مادر خیلی فارسی بلد نیست و همراهم حرف‌هایش را ترجمه می‌کند: «دختر باید شوهر کند دیگر، هرچه زودتر بهتر. خدا را شکر داماد خوبی نصیبم شد، کاری است. اینجا خواستگار که بیاید، دختر را می‌دهند برود، اما داماد باید درآمد داشته باشد.»

منبع  : آفتاب نیوز

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *