
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، نام حضرت علیاصغر(ع) برای بسیاری از مخاطبان، بیش از هر چیز با تصویر طفل شیرخوارهای گره خورده که در واپسین لحظات عاشورا، در آغوش امام حسین(ع) به میدان آمد و با تیری که بر گلویش نشست، به یکی از ماندگارترین نمادهای مظلومیت کربلا تبدیل شد. اما آیا میتوان از زندگی کوتاه این کودک، تنها به عنوان بخشی از یک روایت تاریخی یاد کرد؟ آیا ماجرای علیاصغر(ع) صرفاً یک روضه و یک سوگنامه است یا میتوان از دل آن، به پرسشهای تربیتی و انسانی امروز نیز پاسخ داد؟
بنابر روایت مهر، سید علیاصغر علوی، نویسنده و پژوهشگر دینی، در کتاب «امضای کوچک؛ کتابی برای حضرت علیاصغر(ع)، نکتهها، درسها و آموزههای تربیتی امروزیاش» تلاش کرده است از زاویهای متفاوت به این شخصیت بنگرد؛ زاویهای که از مرثیه آغاز نمیشود، بلکه با یک پرسش کلیدی شکل میگیرد: «علیاصغر چگونه علیاصغر شد؟»
کوچکترین سرباز، بزرگترین پرسش
در نگاه نخست، شاید پرداختن به زندگی کودکی سوگوارانه فاصله میدهد و او را به تأمل در این پرسش دعوت میکند که چگونه کودکی با عمر کوتاه، توانست قرنها بعد همچنان موضوع گفتوگو، پژوهش و الهام باشد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
قاتلش عقبهبنبشر یا حرمله، مادرش رباب بود. در حالی که حضرت نشسته بودند، روی دامن حضرت او را نشاندند و یا خودش آمد و روی دامن حضرت نشست. بعد از شهادت، حضرت بر او نماز گزارد و بین کشتهها او را قرار داد. عبدالله زیر یک سال و شیرخواره بوده است. حضرت آمد از کنار خیمه و از دست حضرت زینب(س) او را گرفتند تا با او وداع کنند و آنجا با تیر حرمله شهید شد.
مادر این طفل حضرت رباب(س) است. حضرت او را به دست حضرت زینب(س) دادند و ظاهرا امام سجاد وقت دفن ابدان مطهر، او را پایین پای امام دفن کردند. طفل شیرخوار دیگر طفل یکروزهای است که حضرت برایش اذان و اقامه گفتند و طبق برخی نقلها مثل سبط ابنجوزی، حضرت او را مقابل دشمن بر دست بلند کرد و بعد از شهادت به پشت خیمهها بردند و دفن کردند.
«امضای کوچک» نوشته سیدعلی اصغر علوی در۲۴۸ صفحه و از سوی انتشارات سدید منتشر شده است.
