روایتی از نوزایی ایران در هندسه رهبر شهید

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ سیاست، بحران همواره به‌مثابه لحظه فرسایش قدرت شناخته شده است. دولت‌ها در مواجهه با جنگ، تحریم، فشارهای اقتصادی، آشوب‌های اجتماعی یا رقابت‌های ژئوپلیتیکی، ناگزیر بخشی از سرمایه سیاسی و نهادی خود را از دست می‌دهند و هنر رهبران در بهترین حالت، جلوگیری از فروپاشی و کاهش خسارت‌ها تلقی می‌شود. تمام تجربه‌های تاریخی از این منطق پیروی نمی‌کنند و گاهی در تاریخ ملت‌ها، رهبری پدید می‌آید که بحران به وجود آمده را نه پایان قدرت، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از زایش آن می‌فهمد. در چنین نگاهی، بحران میدان آزمون ظرفیت‌های تمدنی یک ملت است. همچنین اگر جامعه‌ای بتواند در متن بحران، توانایی‌های تازه‌ای برای بقا، پیشرفت و اثرگذاری خلق کند، بحران دیگر عامل ضعف نیست، بلکه موتور تولید قدرت خواهد بود. از همین رو مهم‌ترین ویژگی رهبری آیت‌الله خامنه‌ای(ره) را باید در همین نقطه جست‌وجو کرد. تحلیل رهبری ایشان در قالب مدیریت بحران هرچند بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهد، اما حقیقت بزرگ‌تر را پنهان می‌سازد.

۱۴ تیر ۱۴۰۵ – ۱۴:۵۶
روایتی از نوزایی ایران در هندسه رهبر شهید

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ سیاست، بحران همواره به‌مثابه لحظه فرسایش قدرت شناخته شده است. دولت‌ها در مواجهه با جنگ، تحریم، فشارهای اقتصادی، آشوب‌های اجتماعی یا رقابت‌های ژئوپلیتیکی، ناگزیر بخشی از سرمایه سیاسی و نهادی خود را از دست می‌دهند و هنر رهبران در بهترین حالت، جلوگیری از فروپاشی و کاهش خسارت‌ها تلقی می‌شود. تمام تجربه‌های تاریخی از این منطق پیروی نمی‌کنند و گاهی در تاریخ ملت‌ها، رهبری پدید می‌آید که بحران به وجود آمده را نه پایان قدرت، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از زایش آن می‌فهمد. در چنین نگاهی، بحران میدان آزمون ظرفیت‌های تمدنی یک ملت است. همچنین اگر جامعه‌ای بتواند در متن بحران، توانایی‌های تازه‌ای برای بقا، پیشرفت و اثرگذاری خلق کند، بحران دیگر عامل ضعف نیست، بلکه موتور تولید قدرت خواهد بود. از همین رو مهم‌ترین ویژگی رهبری آیت‌الله خامنه‌ای(ره) را باید در همین نقطه جست‌وجو کرد. تحلیل رهبری ایشان در قالب مدیریت بحران هرچند بخشی از واقعیت را توضیح می‌دهد، اما حقیقت بزرگ‌تر را پنهان می‌سازد.

بنابر روایت تسنیم، مدیریت بحران، مفهومی تدافعی وانده است و چنین قدرتی، قدرت تمدنی است؛ قدرتی که نه تنها توان عبور از بحران را دارد، بلکه می‌تواند از دل هر بحران، افق تازه‌ای برای پیشرفت بگشاید.

از همین رو، روایت ایران نوین را باید روایت نوزایی قدرت دانست؛ نوزایی که نه در انباشت ابزارهای سخت، بلکه در انباشت نهادهای کارآمد، سرمایه انسانی، اعتماد اجتماعی و عقلانیت راهبردی تحقق یافته است. هر اندازه بحران‌های جهان پیچیده‌تر و رقابت‌های بین‌المللی فشرده‌تر شوند، اهمیت این الگو آشکارتر خواهد شد؛ زیرا در عصر بحران‌های پیوسته، ملت‌ها نه با حجم امکانات، بلکه با کیفیت نهادهای خود سنجیده می‌شوند. بنابراین میراث اصلی این دوره را باید در صورت‌بندی نوعی فلسفه حکمرانی دانست که قدرت را از یک ابزار سیاسی به سرمایه‌ای تمدنی تبدیل کرده و ایران نوین را بر بنیاد نهادسازی، آینده‌نگری و تولید مستمر قدرت تعریف می‌کند.

یادداشت از: مصطفی شجاعیان

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *