
طبقه متوسط همواره واسطهای میان لایههای فرودست و دولت بود که با تکیه بر آگاهی، تخصص و مطالبهگری مدنی، ثبات جامعه را تضمین میکرد. وقتی این قشر برای تأمین نان، تخممرغ و چند دانه میوه ناچار به تسلیم در برابر دفاتر نسیه سوپرمارکتها میشود، دیگر رمقی برای اندیشیدن به توسعه، آموزش فرزندان، خرید کتاب، رفتن به سینما و مشارکتهای اجتماعی نخواهد داشت.
سبد خرید این قشر که پیش از این نمادی از رفاه نسبی بود، اکنون به اقلام بنیادین و بقامحور تقلیل یافته و بدتر از آن، پدیدهای قدیمی اما فراموششده به نام «حساب دفتری و نسیه» با شکلی مدرن و دردی عمیقتر، سفرههای آنان را به تسخیر خود درآورده است.
