دختر متولد 1374 بود. در یکی از شهرهای جنوبی به دنیا آمده و همان جا هم همراه خانوادهاش زندگی میکرد. دختر در یک خانواده مذهبی که اعتقادات قوی داشتند، بزرگ شد.

به گزارش سیتنا به نقل از روزنامه جام جم، دختر جوان درباره اعتقادات خانواده و شغل پدرش میگوید: پدرم مردی معتقد است و خانوادهای مذهبی دارم که همواره ما را به رعایت اصول اخلاقی تشویق کردهاند. به دلیل شغل پدرم و اقامت در یک مجتمع سازمانی حتی در خانه پدریام ماهواره هم نداشتیم.
خانواده دختر مذهبی و هنر دوست بودند به همین دلیل دختر جوان از همان ابتدا با فضای هنر و ادبیات خو گرفته بود و این موضوع باعث رنجش کسی در خانواده نبود.
دختر جوان سال 93 کنکور داد و در رشته حسابداری دانشگاه آزاد تهران قبول شد.این موضوع باعث شد تا دختر جوان با خود فکر کند که یک قدم به خواستههایش نزدیک شده است. از همین رو بعد از مستقر شدن در خوابگاه دانشگاه خواست تا علاقه خود را در هنر دنبال کند.
او با پرسش و پاسخ فراوان و تحقیق درباره آموزشگاههای مختلف بازیگری بالاخره یکی از آنها را انتخاب کرد و از پدرش خواست به تهران بیاید و او را ثبتنام کند. پدر نیز با حساسیت فراوان درباره آموزشگاه تحقیق کرد و زمانی که نکته منفی درباره آن پیدا نکرد، به ثبت نام دخترش در آنجا رضایت داد.
پدر با آن که به هنر علاقه داشت، اما ابتدا موافق آموزش دخترش در رشته بازیگری با خود فکر میکرد آسیبی که از جانب این مرد به او رسیده، خیلی بیشتر از حکمی است که برای او بریدهاند.
دختر جوان درباره پیگیری شکایتش میگوید: این مرد نهتنها با آبروی من بازی کرد که با آبروی خانوادهام هم بازی کرد. حتی در خوابگاه دانشجویی هم از آزارهای او در امان نبودم. این را بگذارید کنار تهدیدات مختلف او درحین پیگیری قضایی. من به لحاظ روحی بشدت آسیبدیدهام و این آسیبدیدگی حالا حالاها با من است پس نباید به من خرده بگیرند که چرا در پیگیری شکایتم اینقدر راسخ هستم.
