
به گزارش خبرنگار فرهنگی، خیلی از مخاطبان سینمای ایران فیلمهای «ماجرای نیمروز» ۱ و ۲ را دیدهاند. البته فیلمهای دیگری هم مانند «تعقیب سایهها»، «دستنوشتهها»، «توهم» و … درباره مبارزه با خانههای تیمی سازمان مجاهدین خلق یا منافقین هم در سینمای پس از انقلاب ساخته شدهاند اما تیم تحقیق و پژوهش «ماجرای نیمروز» با حضور پژوهشگرانی چون حسن روزیطلب که سالها روی منافقین و جنایتهایشان کار کرده، چارچوب فیلمنامه ایناثر را طراحی کرد.
«استراتژی و دیگر هیچ»، «رعد در آسمان بیابر»، «حرکت در جهنم به نیت بهشت» و «عملیات مهندسی» ازجمله آثار مهم روزیطلب در زمینه شناخت منافقین و فعالیتهای آنها هستند. اما کتاب دیگری هم با همینرویکرد توسط روزیطلب تهیه و تدوین شده که فصلی از کتاب «رعد در آسمان بیابر» محسوب میشود و راویاش بهنظر مخاطبی که «ماجرای نیمروز» را دیده، شخصیت کمال آنفیلم میآید. اینراوی که در مبارزه با خانههای تیمی و چریکهای منافقین، مهرهای حرفهای و آبدیده بوده، اینروزها در خلوت و انزوا زندگی میکند و پس از مبارزه با منافقین، هیچپست و مقامی نگرفت. خیلی از اطرافیان و افرادی را کهگاه کردم، دیدم از بالا و پایین پوتین نو آمریکاییام – که تازه روز اولش بود پوشیده بودم – قلپ قلپ خون بیرون میزد. احساس کردم که یکپایم را نمیتوانم روی زمین بگذارم. سوختگی دستم را هم که با آن لوله ژ ۳ را گرفته بودم، تازه متوجه شدم. زمانی که با او درگیر شدم و او لوله اسلحه را بهسمت پایین گرفته بود، تیر از روی پنجه پا خورده و نازکنیهای پنجه را خرد کرده بود. لیلیکنان آمدم پایین. آن پسر را هم آوردیم، ولی مهمات و جنازه طرف را گذاشتیم و درخواست یکتیم برای امور لازم کردیم.
