ذهن بخشی از روح است نه جسم. آشکار است که موجودات معنوی هم ذهن دارند. مولکول ها هیچ کاری نمی توانند بکنند جز اینکه واکنش های شیمیایی انجام دهند که هیچ قدرتی برای تولید فکر ندارد. مولکول های مغز تا اندازه یک تریلیونم تجزیه و تحلیل شده اند و همه آنها عملکردهای بیومکانیکی کاملاً بی ارتباط با فکر دارند. مولکول ها کارهای پیچیده ای انجام می دهند و هیچوقت نمی توانند از شناسایی شدن فرار کنند. پیامبران الهی می گویند، “این روح است که زندگی می بخشد، جسم بی فایده و بلااستفاده است.
این شامل حیوانات نیز می شود. مشخص است که حیوانات و حشرات فکر میکنند. درنتیجه، آنها هم در جسمشان روح دارند. کتاب وحی ارواحی را توصیف می کند که توسط شیطان از جهنم آزاد شده اند و وارد بدن حشرات شده اند . آنها برای فرار از جهنم نیاز به جسم دارند اما شایسته بدن حیوانات هم نیستند چون دیگران برای آنها اولویت بالاتری دارند.
ادعای اینکه فقط جسم است که موجب گناه می شود، همانطور که پاول می گوید (روم، 17،18 : 7)، کاملاً پوچ است. مشخص است که شیطان می تواند بدون داشتن جسم گناه کند به همین خاطر همیشه برای مقاصد خود وارد بدن دیگران می شود. اگر حرف پاول درست بود، دیگر دلیلی برای گناه کردن وجود نداشت اما پس از مرگ از بین می رود. نگرانی مهم پیامبران زندگی جاوانه اخروی بود نه زندگی دنیوی.
همه افکار واکنش های محرک و پاسخ دارند چون شناخت به حالت دیگری ممکن نیست و هرچه که دریافت می شود در خاطره حفظ می شود که شناخت است.
