روابط آزاد زن و مرد تجربه سیاه غرب را پیش روی ما می‌گذارد

ما در کدام زمان فرصت کرده‌ایم که با زبان فرهنگ و به طور بایسته با جوانان خود سخن بگوییم؟ از نظر سیاسی ابزاری به دست بیگانگان می‌دهیم که آن‌ها بچه‌های پاک و مظلوم‌مان را به خاطر ندانم‌کاری‌های ما در برابر نظام اسلامی قرار دهند. هیچ‌وقت از خودمان این سؤال را پرسیده‌ایم که چرا رهبر معظم انقلاب اسلامی در بهمن سال گذشته، دستور آزادی این همه جوان زندانی را دادند؟ این جوانانی که در خیابان‌ها شعار می‌دادند!

ما در کدام زمان فرصت کرده‌ایم که با زبان فرهنگ و به طور بایسته با جوانان خود سخن بگوییم؟ از نظر سیاسی ابزاری به دست بیگانگان می‌دهیم که آن‌ها بچه‌های پاک و مظلوم‌مان را به خاطر ندانم‌کاری‌های ما در برابر نظام اسلامی قرار دهند. هیچ‌وقت از خودمان این سؤال را پرسیده‌ایم که چرا رهبر معظم انقلاب اسلامی در بهمن سال گذشته، دستور آزادی این همه جوان زندانی را دادند؟ این جوانانی که در خیابان‌ها شعار می‌دادند!

جوان آنلاین: آغازین بخش از گفت‌و‌شنود با دکتر فرشته روح‌افزا استاد دانشگاه و فعال امور زنان را در شماره پیشین از نظر گذراندید. اینک واپسین بخش از این مصاحبه پیش روی شماست. امید آنکه پژوهشگران این حوزه و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

اعتقاد شما بر این است که ما در طول این همه زمان، اثر درخوری در آموزش روابط اجتماعی و نحوه مراوده صحیح دختران با پسران تولید نکرده‌ایم؟
بله ما در کدام زمان فرصت کرده‌ایم که با زبان فرهنگ و به طور بایسته با جوانان خود سخن بگوییم؟ از نظر سیاسی ابزاری به دست بیگانگان می‌دهیم که آن‌ها بچه‌های پاک و مظلوم‌مان را به خاطر ندانم‌کاری‌های ما در برابر نظام اسلامی قرار دهند. هیچ‌وقت از خودمان این سؤال را پرسیده‌ایم که چرا رهبر معظم انقلاب اسلامی در بهمن سال گذشته، دستور آزادی این همه جوان زندانی را دادند؟ این جوانانی که در خیابان‌ها شعار می‌دادند! غیر از کسانی که آدم کشتند و دستگیر شدند، آنان حساب و حکم دیگری دارند. فکر می‌کنم نظر آقا این است که این جوانان دست‌ها و دسیسه‌های پشت پرده را نمی‌شناسند و در یک بازی سیاسی بُر خورده‌اند. وقتی با بعضی از آن‌ها حرف زدم و مسائل را ریشه‌یابی کردم، متوجه شدم که هیچ کدام از این جوانان ضدنظام نیستند! این یعنی ما حتی از جنبه سیاسی هم حداقل برای امنیت کشورمان، نیامده‌ایم کار فرهنگی روشنگری برای این قشر انجام دهیم. این در حوزه امنیت سخت کشورمان اخلال ایجاد نمی‌کند، اما در حیطه امنیت نرم مشکل‌ساز است. این اختلال را ایجاد می‌کنند که دانشگاهمان را تعطیل و دانش‌آموزان به خیابان‌ها بریزند. همان دانشگاهی که دانشجویانش سلف مختلط می‌خواستند و برای این خواسته شروع به اغتشاش کردند، امسال در پردیسش جشن فارغ‌التحصیلی را بی‌حجاب برگزار می‌کند! باید به مسئولان این دانشگاه گفت شما برای آنکه سلف مختلط نشود، این همه بحث و مقاومت کردید، حال خودتان برای دانشجویان جشن فارغ التحصیلی بی‌حجاب می‌گیرید؟ این‌ها نماد‌هایی از بی‌ثباتی فکری و فرهنگی مدیران فرهنگی ماست. ما اگر نمی‌توانیم با دانشجو حرف بزنیم و اقنایش کنیم، او را به دست کسانی بسپاریم که می‌تواند. خیلی‌ها این توانایی را دارند. سخنرانی‌ای را دیدم که ۸۰۰ نفر در سالن آن حضور داشتند و در خلال برنامه یک نفر هم بیرون نرفت! آخرش هم که ارزیابی می‌کنید، همه می‌گویند جلسه مفیدی بود. مسئله این است که روشنگری مورد نیاز برای دانشجو انجام نشده و به همین خاطر تبلیغات ما او را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. امروز در مورد گام دوم انقلاب اسلامی از دانشجویان بپرسید، حتماً می‌گویند گام دوم یعنی چه؟ در حالی که تلویزیون هم برای گام دوم برنامه‌هایی تهیه کرده است و من در یکی از برنامه‌های آن شرکت داشتم. رادیو گفتگو هم در این زمینه برنامه‌هایی ساخته است. در این زمینه، بحث‌های کلیشه‌ای را باید کنار بگذاریم و راهکار ارائه دهیم. من به عنوان یک مادر باید بدانم با فرزند بی‌حجابم چه طور رفتار کنم. البته معتقدم که خانواده‌های ما عاقل هستند. من باب مثال چندی پیش، مادر بی‌حجابی برای مشاوره نزد من آمده بود. خودش اعتقادی به حجاب نداشت و پدر خانواده هم مشروبات الکلی مصرف می‌کرد! به آن خانم گفتم با این روشی که در پیش گرفته‌اید، در آینده فرزندتان به سرمنزل بدی می‌رسد. در نهایت خانواده صحبت‌هایم را پذیرفت و قانع شد؛ لذا فکر می‌کنم که این طرح‌ها، زمانبر نیست و حتی در صورتی که باشد، نباید از آن ترسید. اگر ما در یک سال گذشته این کار را شروع کرده بودیم، تا به حال تمام شده بود! هیچ بد نیست که حتی از گفتگو با ۵۰ و ۱۰۰ نفر شروع کنیم،، اما شروع کنیم و تجربه کنیم تا ان‌شاءالله بتوانیم جواب بگیریم. البته باید بر این نکته تأکید کنم، با اینکه ناجا مرتبطین با خارج و معاندین را دستگیر کند، مخالفتی ندارم، بلکه معتقدم که چنین رویکرد‌هایی باید در پایان فرآیند قرار گیرد و اولویت اول ما نباشد.

دستگاه‌های مسئول اعم از فرهنگی و انتظامی در این‌باره تا چه حد به وظایف خود عمل می‌کنند و چشم‌انداز کارکرد آن‌ها در آینده چیست؟
من خروجی آموزش و پرورش و آموزش عالی را چندان موفق نمی‌بینم. سازمان‌ها، ادارات و شهرداری‌ها هم خروجی در خوری نداشته‌اند. به دانشگاهی در یکی از شهرستان‌ها دعوت شده بودم. به محض ورود فهمیدم که چادر در این دانشگاه اجباری است. نه برای اینکه دختران چادر به سر کرده بودند، برای اینکه اغلب چادر‌ها به کمرشان بود! آیا شما مسئول چادر را اجباری کرده‌ای که دانشجویان آن را به دور کمرشان ببندند؟ آیا این در شأن یک دانشجو است که چنین کاری انجام دهد؟ بنابراین معتقدم که ما در این زمینه اشتباهاتی داشته‌ایم. البته نمی‌خواهم بی‌انصافی کنم و بگویم که تا به حال مسئولان هیچ کاری نکرده‌اند. به نظرم نتوانسته‌اند کار مؤثری انجام دهند. اگر درست فکر کنند همه آنچه که می‌گویم، شدنی است. ما در خیلی از زمینه‌ها، کار‌های موفقی انجام داده‌ایم. ما امروز در عرصه صنایع دفاعی، پیشرفت‌های حیرت‌آوری داریم و در نانو تکنولوژی، بسیار موفق هستیم، اما چرا در این زمینه کاری انجام نمی‌دهیم؟ چه کسی می‌گوید که نمی‌توانیم؟

شاید علی‌الاصول، برخی عناصر و جریانات مسئول نمی‌خواهند که در این عرصه کاری بکنند، دیدگاه شما در این‌باره چیست؟
دقیقاً همین است. علت را هم گفتم، چون اغلب گرفتار ملاحظه کاری هستیم. با توجه به اینکه اکنون به انتخابات مجلس نزدیک شده‌ایم، ارزیابی کنیم که در میان کاندیدا‌ها چند نفر به دفاع از حجاب می‌پردازند؟ الان، چون فکر می‌کنند که رأی نمی‌آورند، در این زمینه حرف نمی‌زنند! هر چند که در نگره کلان، همه این‌ها برمی‌گردد به اینکه در مسئله حجاب و عفاف در کشور، ارزیابی و پژوهش درستی انجام نداده‌ایم. تا به حال فکر کرده‌ایم که چرا کتاب «مسئله حجاب» شهید آیت‌الله مطهری هنوز که هنوز است کاربرد دارد؟ چون شهید مطهری حجاب را به مشکلات اجتماعی متصل کرده بودند. این خیلی مهم است، ما باید روی این مسئله و در کل مشکلات اجتماعی مردم‌مان کار پژوهشی دقیق داشته باشیم.
گفتید بسیاری از دختران بی‌حجاب، اعتقادات دینی دارند، اما می‌گویند چرا باید حجاب داشته باشیم! عده‌ای هم می‌گویند چرا استاندارد ما برای حجاب، مانند دیگر کشور‌های مسلمان، چون عراق، سوریه و ترکیه نیست؟
چه کسی می‌گوید که مشکلات ترکیه در مسائل خانوادگی کم است؟ در دانشگاه به من می‌گویند مگر زنان غربی زندگی نمی‌کنند؟ مگر آن‌ها ازدواج نمی‌کنند و بچه‌دار نمی‌شوند؟ آنان هم مشکلاتی دارند، اما بی‌حجاب هستند و کسی به آن‌ها بابت پوششان گیر نمی‌دهد! می‌گویم اجازه بدهید که من مشکلات آنجا را بگویم، بعد ببینید که آن‌ها مشکل دارند یا نه؟ البته اگر می‌خواهید آن مشکلات را داشته باشید، ما هم می‌توانیم همانند آن‌ها شویم! این کشور‌هایی که از آن‌ها مثال می‌زنند مثلاً خیلی هم در صلح، صفا و بی‌اشکال زندگی می‌کنند، نیمه پنهان نگاه داشته‌ای دارند که البته الان دیگر چندان هم پنهان نیست! جواب این سؤال این نیست که من بگویم آن‌ها آنطور هستند و ما اینطور. می‌گویم شما که معتقدی در سوریه بانوان بی‌حجاب هستند و مشکل خانوادگی ندارند، بدان که خانم‌های بی‌حجاب در همه جای دنیا مشکلات خاص خود را دارند که هر روز هم بیشتر می‌شود. بله سوری‌ها مشکل سیاسی ندارند و امروز طرفدار حکومت‌شان هستند، چون رفتار امریکا را با خود دیده‌اند. در تصاویری که از غزه نمایش داده می‌شود، یک زن بدون حجاب را نمی‌توانید پیدا کنید. از نظر سیاسی کسی در آنجا نمی‌تواند به زنان حرفی بزند و هجمه‌ای داشته باشد، چون این انتخاب خودشان بوده است، ولی در کشور‌هایی که بی‌حجابی و روابط آزاد به شکل مرئی و نامرئی ترویج می‌شود، جامعه‌شناسان باید مشکلات‌شان را مطرح کنند تا مشخص شود که وضعیت آن‌ها چه آسیب‌هایی داشته است. بدتر از کشور‌های مسلمان همسایه (که گاهی مورد سؤال و مثال قرار می‌گیرند)، وضعیت خود غرب است. همانطور که حضرت آقا فرمودند، آن‌ها دچار اضمحلال خانواده هستند و به کشتار اعضای خانواده رسیده‌اند! حتی مادر فرزند خود را می‌کشد! از این مسئله آمار روشنی وجود دارد. بالای ۶۰ درصد از بچه‌هایی که در قتل‌های خانوادگی کشته می‌شوند، قاتلان پدر یا مادرشان هستند. در غرب خانه ناامن شده است. این دیگر فراتر از مسئله حجاب است. چرا خانه ناامن شده، این مسائل را نباید از نظر دور داشت.

ممکن است در پاسخ به شما گفته شود که در ایران هم قتل فرزندان به دست والدین وجود دارد؟
بله من هم با آن‌ها موافق هستم. دانشجو در دانشگاه هم همین مثال را می‌زند و من در پاسخ می‌گویم دقیقاً مطلب مورد تأکید مرا گرفته‌اید، این فرد تحت تأثیر فرهنگ دینی به این نقطه رسیده یا فرهنگ غرب؟ بله در ایران هم چنین نمونه‌هایی داریم، اما سؤال این است سبک زندگی اسلامی او را به آنجا رسانده، یا سبک زندگی غربی؟ همه حرف من همین است. هرکس چنین ایرادی بگیرد به او می‌گویم آفرین، مسئله را خوب دیدی! اگر اینجا سلبریتی ما می‌گوید من هم به کمپین «می تو» پیوستم، اما بعد بی‌حجاب می‌شود، باید به سبک زندگی‌اش نگاه کرد. مثلاً خانم ریاحی می‌گوید برای اینکه کار پیدا کنم، کارگردان با من فلان رفتار را کرد! خب معلوم است که فرآیند زندگی‌ات تو را به اینجا رسانده است. حال به بقیه هم می‌گویی که مثل تو رفتار کنند؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *