
اقتصاد۲۴- «یگانه»، زن جوانی با دیابت نوع یک، هر ماه در جستوجوی انسولین است؛ دارویی که برای او و بسیاری دیگر، «شیشه عمر» است. میلیونها بیمار دیابتی در ایران هر روز همین اضطراب را تجربه میکنند؛ زندگیشان به دارویی وابسته است که گاهی در داروخانهها پیدا نمیشود و گاهی قیمتش چند برابر است. آمارهای رسمی وزارت بهداشت نشان میدهد که بیش از شش تا هشت میلیون نفر در ایران به دیابت و بین چهار تا شش میلیون نفر دیگر به پیشدیابت مبتلا هستند و پیشبینیها حاکی از افزایش این آمار تا ۱۰ تا ۱۲ میلیون نفر تا سال ۲۰۳۰ است. با توجه به رشد روزافزون جمعیت دیابتیها، دسترسی به داروهای حیاتی برای کنترل بیماری و پیشگیری از عوارض جدی، به یکی از اولویتهای نظام سلامت تبدیل شده است. پژوهشها و پیمایشهای ملی مانند مطالعه «استپس» نشان میدهد که حدود ۱۴ درصد از جمعیت بالای ۲۵ سال کشور به دیابت مبتلا هستند و حدود ۱۳ درصد نیز در مرحله پیشدیابت قرار دارند؛ آماری که ضرورت اتخاذ سیاستهای حمایتی و پایداری در دسترسی به دارو را برجسته میکند.
آمارها نشان میدهد میلیونها نفر در کشور با دیابت یا پیشدیابت دستوپنجه نرم میکنند؛ اما این اعداد زمانی ملموس میشوند که زندگی روزمره بیماران را دنبال کنیم. یگانه، زن جوانی است که سالهاست با دیابت نوع یک زندگی میکند؛ بیماریای که بدن در آن دیگر توانایی تولید انسولین ندارد و حیات بیمار وابسته به تزریق روزانه این داروست. او سالهاست، هر بار برای تهیه انسولین، اضطراب تکرارشوندهای را تجربه میکند؛ اضطرابی که از زمان خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمها شدت گرفته و به گفته او: «دیگر هیچوقت فروکش نکرده است». پیداکردن انسولین برای یگانه کاری ساده و روزمره نیست.
او به «شرق» میگوید که هر ماه که زمان خرید دارو فرا میرسد، اضطراب سراپایش را میگیرد؛ نمیداند اینبار در کدام داروخانه میتواند انسولینهایش را بیابد. او از دو نوع انسولین استفاده میکند؛ یکی «نووپید» برای اثر سریع و دیگری «توجئو» که اثر طولانیمدت دارد. اما یافتن هر دو نوع در یک داروخانه، تقریبا ناممکن است. برای همین، هر بار باید در سامانه دارویاب جستوجو کند، با داروخانهها تماس بگیرد تا مطمئن شود موجودی دارند و سپس مسیرهای طولانی را طی کند تا شاید در گوشهای از شهر دارویش را پیدا کند. داروخانههای مرکز شهر معمولا پاسخ منفی میدهند. گاهی ناچار است تا شرق تهران، اوپال یا حتی شهرری برود تا دارویی را که نیاز دارد، بیابد. او میگوید «لانتوس»، یکی از انواع انسولینی که پیشتر مصرف میکرد، چنان کمیاب شد که پزشکش ناچار شد درمان او را به «توجئو» تغییر دهد؛ نه به دلیل انتخاب علمی، بلکه صرفا برای در دسترس بودن. یگانه میگوید هیچگاه اجازه نداده انسولینش تمام شود، چون میداند حتی چند روز بدون تزریق دارو، به معنی رفتن به کماست. برای همین دو یا سه روز مانده به پایان دارویش، جستوجو را آغاز میکند تا مبادا دچار کمبود شود.
اما این جستوجو همیشه با شرمندگی داروخانهدارها همراه است: «خیلی وقتها وقتی تماس میگیرم و میگویند نداریم، از صدایشان پیداست که خودشان هم ناراحتاند. میگویند شرمندهایم، نداریم، ببخشید. انگار درد ما را میفهمند ولی کاری از دستشان برنمیآید». او هرگز از بازار آزاد خرید نکرده، هرچند در دورهای کوتاه یکی از اقوامش مجبور شد دارو را آزاد تهیه کند. در برخی داروخانهها نیز فروش «آزاد» پیشنهاد شده، اما یگانه آن را نپذیرفته است. تفاوت قیمتها چشمگیر است؛ هر قلم انسولین در حالت آزاد حدود ۱۵۰ تا ۲۴۰ هزار تومان است، درحالیکه در نسخه بیمهای، هزینه نهایی برای او حدود ۸۰ هزار تومان تمام میشود. همین اختلاف باعث میشود بیماران دیابتی که باید ماهانه چند قلم دارو تهیه کنند، فشار مالی شدیدی را متحمل شوند.
