
اقتصاد۲۴- صلاة ظهر تیرماه، در ۳۲ کیلومتری تهران، میان بیابانهای زرد و قهوهای تفتیده، جاده حسنآباد مستقیم میرسد به زندان تهران بزرگ. همانطور که جادهای باریک، محصور میان خاک و کوه به زندان تمامزنانهای میرسد که ناماش در اصطلاح، زندان قرچک ورامین است. هردو زندان، حالا مهمانهای جدیدی دارند؛ از دوم تیرماه، وقتی باز هم در صلاة ظهری تابستانی، موشکهای اسرائیل بر جان زندان اوین در شمال تهران نشست، غیر از ۷۹ نفری که از کادر اداری زندان، سربازان وظیفه، محکومین زندانی، خانواده محکومان و همسایههای مجاور زندان، جانشان را از دست دادند، آدمهایی هم ماندند که نامشان زندانی بود و برای ادامه حبسشان، اوین دیگر جایشان نبود؛ زندانیان بندهای ۴، ۶ و ۸ به تهران بزرگ و زندانیان بند زنان به تنها زندان زنانه ایران، قرچک ورامین. همانطور که غلامعلی محمدی، رئیس سازمان زندانها اعلام کرد، در کمتر از ۱۲ ساعت. حالا درخواست خانوادهها، هم تامین امکانات اولیه حضور در بند قرنطینه است و هم آزادی زندانیان سیاسی.
برای رسیدن به هر دو زندان، در روزهای چهارشنبه که روز ملاقات است، باید از تهران رفت بیرون. خانوادههای زندانیها هم حالا دیگر بهجای آنکه روزهای یکشنبه تا سهشنبه، بسته به نوع محکومیت، مثل همیشه برای دیدن عزیزانشان، راهی به شمال تهران باز کنند، باید هرطورشده، چهارشنبهها به سمت جنوب تهران و البته خارج از آن بروند. امروز هم چهارشنبه است؛ نوبت ملاقاتی که به زندانیان مرد دادهاند. خانوادهها در محوطه بیرونی زندان، دستها را سایبان چشمها کردهاند و منتظرند نوبتشان برسد. آفتاب، سوزان است و گرمایش، دانهدانه قطرههای آبی میشود سرازیر از سر و صورت زنان، مردان و بچههایی که برای دیدن زندانیشان، به آمدن راه طولانی و دور، عادت ندارند.
زندانیان مرد زندان اوین، «سیاسیها» و «مالیها» را از شب دوم تیرماه به تیپ دو زندان تهران بزرگ بردند. چند روز نگذشته بود که فیلمهایی از اتاقهایی که این زندانیان در آن نگهداری میشوند، منتشر شد که احساسات زیادی برانگیخت؛ در کنار اعتراض تعدادی از اعضای خانواده زندانیان که میگفتند این انتقال و نوع نگهداری در شأن آنها نیست و دیدن تصاویر «کفخوابی» عزیزانشان، آنها را پس از روز و شب سختی که از روز حمله گذراندهاند، بیشتر آشفتهشان کرده. حالا و در میان همهمه خانوادههایی که برای ملاقات آمدهاند، همان نگرانیها همچنان بهجاست. «ب»، مادر یکی از زندانیان میگوید که وضعیت زندانیانِ منتقلشده از زندان اوین به زندان تهران بزرگ همچنان تغییری نکرده است.
تعداد زیاد زندانی در اتاقها، کفخوابی، وضعیت بهداشتی، درمانی و…، نگرانی اصلی «ب» و دیگر خانوادههاست. او میگوید پسرش از وضعیت زندان ناراضی است، هنوز توی گوشاش صدای بمب میآید، نتوانسته روانشناسی را از نزدیک ببیند و هوای داخل اتاقها برایش نامطبوع است. اینها حرفهای «ر»، دختر یکی دیگر از زندانیان است، درحالیکه هنوز رد ترس از آن انفجارها روی صورتش هست. او میگوید، میزان ناراحتیاش از این وضعیت آنقدر زیاد است که حتی این روزها درست نمیتواند پشت تلفن با پدرش حرف بزند؛ او میگوید پدرش جای خواب راحت ندارد و شبها تا صبح بیدار است. او و خانوادهاش بارها به دادستانی مراجعه کرده و درخواست مرخصی دادهاند، اما هنوز پاسخ روشنی نشنیدهاند.
پسر یکی از زندانیان بند مالی اوین هم که به زندان تهران بزرگ منتقل شده، میگوید که پدرش کمتر از یک روز بعد از انتقال به زندان تهران بزرگ، خبر سلامتیاش را به خانوادهاش داد، اما بعد از انتقال به این زندان، تماسهای تلفنی به سختی برقرار میشود: «تماس تلفنی اولین مشکل ماست؛ چون مدام قطع و وصل میشود. حالا بسیار کمتر از زمانی که پدرم در اوین بود، میتوانیم با هم صحبت کنیم.
فکر میکنم دلیل آن هم تعداد بالای جمعیت باشد. پدرم روزی سهبار تماس میگیرد، اما شاید یک یا دو بار تماس بدون مشکل و قطع و وصل داشته باشیم. او این را هم میگوید که بعد از مراجعه به مراجع قضایی، قولهایی درباره امکان دادن مرخصی به آنها داده شده است: «در حال پیگیری این موضوع هستیم که ببینیم چه مدارکی لازم است و باید چه کنیم؛ چون گفتهاند این امکان وجود دارد که آسانتر از قبل مرخصی بدهند و حالا وکیل یا یکی از اعضای خانواده باید مراجعه کنند تا شرایط به آنها اطلاع داده شود. ظاهراً مبلغ وثیقه برای مرخصی پایین آمده و بیشتر از رقم بدهی نیست.»
حرفهای غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوهقضائیه به گوش خانوادهها هم رسیده؛ پس از درخواستهای فراوان آنها که برای دادن مرخصی یا آزادی فوری زندانیانشان داشتهاند، حالا او دستور ویژه داده که زندانیان به زندان اوین برگردند. او گفته است: «بخشهایی از زندان اوین که در پی حمله رژیم صهیونیستی تخریب شده و امکان بازسازی سریعتر آن وجود دارد، اقدامات لازم انجام شود و زندانیهایی که منتقل شدهاند، به زندان برگردند.» امید خانوادهها حالا به بازگشت زندانیانشان به زندان اوین است؛ اگر قرار است درخواستهای مرخصی و آزادی به جایی نرسد.
مصطفی نیلی، وکیل دادگستری که وکیل تعدادی از زندانیان سیاسی است، در گفتوگو با «هممیهن» درباره شرایط زندان تهران بزرگ و وضعیت نگهداری از زندانیان منتقلشده میگوید که زندانیان اوین به تیپ دو در زندان تهران بزرگ منتقل شدهاند. زندانیان قبلی که در این تیپ حاضر بودند، مصرفکننده متادون بودند و شرایطی خاص داشتند و به همین دلیل شرایط سالنها ازنظر بهداشت و تامین آب سالم، خوب نیست.
«البته شرایط این تیپ، سالن به سالن متفاوت است، اما بهنظر میرسد در بعضی از سالنها که زندانیان سیاسی اوین به آنجا منتقل شدهاند، زندانیانی را که از قبل آنجا بودهاند خارج کردهاند. مسئله فقط حل مشکلات زندانیان منتقلشده نیست، بلکه بهطور کلی شرایط زیستی زندانیان سابق تهران بزرگ هم مناسب نیست. سوال این است که چرا در این سالها کسی برای حل مشکل آنها اقدام نکرده است؟»
او میگوید از دوم تیرماه که زندانیان اوین به تهران بزرگ منتقل شدهاند، مسئولان زندان تلاش کردهاند که شرایط آن را بهبود بخشند، اما مشکل اصلی زندان تهران بزرگ و قرچک، مکانیابی آنهاست: «زمانی که این دو زندان ساخته شدند، اصلاً به این نکته توجه نشده که قرار است زندانیان بهعنوان «انسان» در آن زندگی کنند. درست است زندانی جرمی مرتکب شده، اما مجازاتش همان دریغشدن آزادی است و نباید مجازاتها و شرایط سخت دیگری به آنها تحمیل شود. این زندانها آب مناسبی ندارند و در این شرایط زندگی انسانی ممکن نیست. حالا دارند تلاش میکنند آب شیرینکن نصب کنند، اما وضعیت تهران بزرگ و قرچک به این سادگی قابل حلشدن نیست و هزینههایی گزاف دارد و خروجی مناسبی نخواهد داشت.»
نیلی در سال ۱۴۰۱ مدتی در تیپ شش زندان تهران بزرگ حضور داشته و از شرایط آن مطلع است. او میگوید که در همان سال با هماهنگی خود زندانیان از آب معدنی برای تهیه چای استفاده میکردند که قابل نوشیدن باشد؛ چون آب آنجا اصلاً قابل خوردن نیست. «همان زمان سعی کردیم شرایط اولیه زندگی را در این محیط فراهم کنیم، اما باتوجه به مکانیابی نادرست آن، مشکلاتش پابرجا خواهد بود.»
بیشتر بخوانید: تحول استراتژی امنیتی اسرائیل از دکترین پیرامونی تا ایران هراسی/ چرا اسرائیل و ترکیه به سمت تقابل میروند؟
