بررسی مکانیسمهای عصبشناختی پدیده «کودکان عصبی بیزبان» نشان میدهد که چرا حذف گفتگو از خانه، ترمزهای مغزی فرزندان را میبرد و فضا را برای فوران پرخاشگری فیزیکی مهیا میسازد.
مهسا زحمتکش

از منظر روانشناختی، زبان صرفاً وسیلهای برای برقراری ارتباط با دیگران نیست، بلکه ابزار اصلی «تفکر درونزاد» و «تنظیم هیجان» است. کودک برای اینکه بتواند خشم، ناکامی، حسادت یا اضطراب خود را مدیریت کند، ابتدا باید بتواند روی آنها برچسب بگذارد. وقتی سواد عاطفی به دلیل فقر زبانی محیط خانه شکل نمیگیرد، سیستم عصبی کودک در مواجهه با تنشهای محیط مدرسه (مثل تعارض با همکلاسیها یا فشار درس) به سرعت وارد وضعیت «جنگ یا گریز» میشود. در این حالت، از آنجا که ذهن کودک فاقد کلمات لازم برای مذاکره، ابراز دلخوری یا حل مسئله است، بدن او جورِ زبانِ غایبش را میکشد و اینجاست که خشم روانی به سرعت به چرخه خشونت فیزیکی بدل میشود.
