در سیاست جهانی، بعضی نقاط جغرافیایی فراتر از نقشهاند؛ به گرههای حیاتی اقتصاد و امنیت جهان تبدیل میشوند. تنگه هرمز یکی از همین نقاط است؛ آبراهی باریک میان ایران و عمان که سالهاست نبض انرژی جهان را در مشت خود نگه داشته است.
اظهارات اخیر «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه درباره اینکه ایران از کشتیها «عوارض عبور» دریافت نمیکند و آنچه مطرح است «هزینه خدمات» است، تنها یک موضعگیری دیپلماتیک ساده نیست؛ بلکه بخشی از جدال بزرگتری بر سر کنترل لجستیک جهانی، امنیت انرژی و حقوق بینالملل دریایی است.
در دنیای مدرن، هنوز هم اقتصاد جهان به چند گلوگاه باریک وابسته است؛ تنگه هرمز، بابالمندب، کانال سوئز و مالاکا. تمام فناوریهای هوش مصنوعی و بازارهای دیجیتال هم در نهایت باید با کشهرمز صرفاً درباره کشتی و نفت نیست؛ بلکه درباره نظم قدرت در جهان آینده است.
جمعبندی
اظهارات اخیر مقامهای ایرانی نشان میدهد تهران تلاش میکند میان سه حوزه حساس تعادل برقرار کند:
حقوق بینالملل،
امنیت ژئوپلیتیکی،
و منافع اقتصادی و لجستیکی.
ایران نمیخواهد متهم به محدودسازی آزادی کشتیرانی شود، اما همزمان تأکید دارد که امنیت یکی از مهمترین آبراههای جهان هزینه دارد و این هزینه باید در قالب خدمات دریایی تعریف شود، نه عوارض سیاسی.
واقعیت این است که تنگه هرمز امروز فقط یک مسیر عبور نفت نیست؛ قلب تپنده بخشی از اقتصاد جهانی است. جهانی که با تمام ادعای دیجیتال و هوشمندی، هنوز آرامش بازارهایش وابسته به عبور آرام چند نفتکش از میان یک آبراه باریک است. کافی است این نبض چند روز نامنظم بزند تا معلوم شود تمدن مدرن چقدر بیشتر از آنچه تصور میکند، به جغرافیا وابسته است.
