
جواهرات و زیورآلات در ایران باستان تنها ابزارهایی برای آراستگی نبودند، بلکه حامل معانی فرهنگی، اعتقادی و نمادین محسوب میشدند. عصر آهن بهعنوان یکی از مهمترین دورههای تحول در فلزکاری ایران، بستری برای شکلگیری آثاری شد که در آن هنر، مذهب، اسطوره و قدرت اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
پژوهش حاضر با تمرکز بر سه گنجینه مهم کلماکره، زیویه و جیحون به بررسی مفاهیم پنهان در نقشمایهها و ساختار زیورآلات این دوره میپردازد. یافتهها نشان میدهد که حضور گسترده عناصر انسانی، جانوری، گیاهی و موجودات اساطیری در این آثار، بازتابی از جهانبینی مردمان عصر آهن و تلاش آنان برای ایجاد پیوند میان انسان، طبیعت و نیروهای ماورایی بوده است.
زیباییدوستی و گرایش به آراستگی از ویژگیهای ذاتی انسان در تمام ادوار تاریخی بوده است. از نخستین جوامع انسانی تا تمدنهای بزرگ، استفاده از زیورآلات همواره بخشی از زندگی اجتماعی و فرهنگی محسوب میشده است. با این حال، در بسیاری از تمدنهای باستانی، زیورآلات تنها جنبه تزئینی نداشتند، بلکه مفاهیم عمیق اعتقادی و نمادین را نیز منتقل میکردند.
