وقتی کارگردانان به سراغ رمانها و نمایشنامههای آزمودهشده میروند، دستکم از پشتوانهای محکم در روایت، شخصیتپردازی و درام برخوردارند. نتیجه چنین رویکردی میتواند هم ارتقای کیفیت تولیدات تئاتری باشد و هم آشنایی بیشتر مخاطبان با آثار مهم ادبی جهان و ایران
احمد تبریزی
جوان آنلاین: در ماههای اخیر، اتفاقی امیدوارکننده در تئاتر ایران بیش از گذشته به چشم میآید و آن بازگشت ادبیات به صحنه است. نگاهی به فهرست نمایشهای در حال اجرا نشان میدهد شمار قابل توجهی از کارگردانان، به جای تکیه بر متنهای شتابزده یا ایدههای کمجان نمایشی، سراغ رمانها و نمایشنامههای شاخص جهان رفتهاند. از هاروکی موراکامی و لنا آندرشون گرفته تا جی. کی. رولینگ، فرانتس کافکا، آنتوان دوسنتاگزوپری، ژان تولی، ژان پل سارتر، آنتون چخوف و وجدی معوض، همه آثارشان حالا روی صحنه تئاتر ایران جان گرفته است.
این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که بخشی از تولیدات تئاتری در سالهای گذشته با بحران روایت و ضعف درام روبهرو بودند. بسیاری از اجراها بیش از آنکه بر داستان، شخصیتپردازی و کشمکش استوار باشند، به فرم، بداهه یا اجراهای تجربی متکی بودند. تجربههایی که هرچند گاه ارزشمند بودند، اما نتوانستند مخاطب گستردهتری را با خود همراه کنند. اکنون رجوع دوباره به ادبیات میتواند راهی برای تقویت بنیان دراماتیک نمایشها باشد. اتفاقی که هم کیفیت آثار را افزایش میدهد و هم مخاطب را با مهمترین آثار ادبی جهان آشنا میکند.
رجوع به موراکامی
