
اقتصاد۲۴- در شرایطی که صفبندیهای داخلی در بهارستان و ردهبندی خارج از بهارستان در اردوگاه اصولگرایان برای انتخابات مجلس دوازدهم، کم و بیش در حال شفاف شدن است، نخستین روز از تیرماه سال ۱۴۰۲، انتشار صحبتهای غلامعلی حدادعادل در کسوت رییس «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب» مختصات جدیدی از احتمالات آتی برای تصمیمات سیاسی- انتخاباتی اصولگرایان را ترسیم کرد. حدادعادل در آخرین روز بهار سال جاری درباره مجلس یازدهم با گلایه سخن گفت؛ گلایههایی که شاید بیشتر از جنس دلخوری از جانب ریاست نهادی بود که نقش اول در بستن لیستهای انتخاباتی اصولگرایان در مجلس یازدهم را داشت؛ لیستهایی که پیروز انتخابات کم مشارکت اسفند ۱۳۹۸ بودند و ترکیب مجلس یازدهم را تشکیل دادند.
در این اظهارات که در چهارمین نشست وبیناری حداد عادل به عنوان رییس شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی با حضور مسوولان و روسای این شورا طرح شد، تاکید شده بود که «اگرچه مجلس یازدهم انقلابی است، اما اگر تعدادی از نمایندگان عملکرد ضعیفی داشتند – در دور بعد- از افراد کارآمدتر حمایت خواهیم کرد تا افرادی مومن و «انقلابیتر» وارد مجلس شوند».
همین جملات از جانب حدادعادل نشان از این مساله داشت که لیستهای انتخاباتی در شهرهای مختلف در فاصله منتخبین مجلس یازدهم تا انتخابات مجلس دوازدهم تغییرات زیادی خواهد داشت؛ تغییراتی با موافقان و مخالفان جدی و البته همراه با رقابتهای درون اصولگرایی جدیتر برای سهم بیشتر.
همین شد که اظهارات حدادعادل با موضعگیری برخی چهرههای اصولگرا نیز مواجه شد. چهرههایی که هرگز در کسوت حدادعادل یا مراتب پایینتر برای تصمیمگیری و جمعبندی کارهای انتخاباتی و لیستی نبودند، اما اصولا ید طولایی در نقد تمامی چهرهها و تصمیمات دو جریان دارند. محمدصادق کوشکی در ماراتن طرح نقد به هر موضوعی جز سعید جلیلی در عالم سیاست، اینباره غلامعلی حدادعادل را نشانه گرفت و با بیان اینکه «این مجلس دستپخت شماست»، مطالبی را خطاب به شورای ائتلاف و سازوکار آن مطرح کرد که کدهای مهمی درباره تصمیم بخشی از جریان اصولگرا برای عبور از شورای ائتلاف نیروهای انقلاب دارد.
کوشکی در این سخنان به روشنی به نقد سازوکار شورای ائتلاف در انتخابات مجلس یازدهم، بعد از نزدیک به ۴ سال پرداخت. او به صراحت تاکید کرد که این شورا باز هم اگر متصدی بستن لیستها باشد، همین وضعیت را تحویل میدهد: «آنها – شورای ائتلاف نیروهای انقلاب- اگر میخواستند افراد کارآمدتری را به مجلس بفرستند، چرا چهار سال پیش این کار را نکردند؟ چرا در مقطع انتخابات ۱۳۹۸ بهترینها را گزینش نکردند که حالا دچار این مشکل شدند؟ به نظر میرسد این دوره نیز شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی به دلیل سازوکار غلط تعیین نامزدها و بستن فهرست انتخاباتی، باز هم موفق نخواهد شد که افراد مناسبی را به مجلس بفرستد. شاید فهرستهای خیلی عالی در زمان انتخابات به میدان بیایند، اما، چون شورای ائتلاف سازوکار غلطی برای تعیین نامزد دارد، هر تلاشی هم انجام دهد باز نتیجهاش همین خروجی فعلی خواهد شد که در مجلس یازدهم شاهدش هستیم».
این اظهارات محمدصادق کوشکی، فارغالتحصیل دانشگاه امام صادق (ع) که از چهرههای مدافع سعید جلیلی محسوب میشود، نشان از بروز یک شکاف جدی در توافق برای تعیین «نهاد تصمیمگیری اصولگرایان در انتخابات مجلس دوازدهم» دارد. شکافی که حکایت از افول شورای ائتلاف نیروهای انقلاب – شانا- است و حالا با نزدیک شدن به ایام رقابتهای انتخاباتی صدای نقدها از این شورا بلند شده است. افولی که میتواند رقیب این شورا، یعنی شورای وحدت را به دایره تصمیمگیری باز گرداند و حتی نهاد سنتی جامعتین را که روزگاری نظر نهایی و آخر درباره هر تصمیم انتخاباتی را میداد، احیا کند تا از وضعیت حضیضی فعلی به عزیزی دهه ۸۰ بازگردد و از طریق شورای وحدت میداندار باشد. آرزویی که بر نوای آن از نهادهای سنتی جریان راست شنیده میشود و البته آرزو بر غیرجوان هم عیب نیست.
سالهای دو دهه ۷۰ و ۸۰ دو تشکل روحانی یعنی «جامعه روحانیت مبارز تهران» و «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» تحت عنوان جامعتین به عنوان مرجع بلامنازع برای وحدت و حل اختلاف در درون جریان اصولگرایی شناخته میشدند. ایامی که شیوخ حرف آخر را میزدند و زیر سایه این شیوخ نهادها و احزاب سنتی همچون «موتلفه اسلامی» نیز برای خود اقتداری داشتند.
با درگذشت چهرههای سرشناسی، چون محمدرضا مهدویکنی، حبیبالله عسگراولادی، محمد یزدی و محمدتقی مصباحیزدی و افزایش نفوذ تشکلهایی مثل جبهه پایداری و سهمخواهی گروههای تازهای از اعتدالیون اصولگرا تا نواصولگرایان و چپهای نوظهور جریان راست، دیگر جامعتین جامعیت خود را در جناح راست از دست داد و هر بخشی از اصولگرایان زیر چتر یک گروه، شعار وحدت سر دادند.
ضربه آخر به این نسخه قدیمی برای وحدت، فوت آیات ثلاث بود. با درگذشت محمدتقی مصباحیزدی، ضلع سوم مثلث آیات ثلاث در زمستان سال ۱۳۹۹ رو به خاموشی رفت. درگذشت او به فاصله اندکی پس از درگذشت محمد یزدی که در کنار نام مهدویکنی، «آیات ثلاث» در جریان تصمیمگیریهای سیاسی اصولگرایان را ساخته بودند، حکایت از تغییر زمین بازی در جناح راست را داشت. جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین و جبهه پایداری، سعی در حفظ شاهرگهای سیاسی و تداوم جایگاه نفوذ روحانیون در حلقههای تصمیمگیری اصولگرایان بعد از فوت پدران معنوی یا دبیرکلهای خود را داشتند، اما تداوم ساختار قبلی به آسانی ممکن نبود.
بهرغم همه این تلاشها، شیخوخیت در سالهای پایانی دهه ۹۰ به مفهومی تاریخی بدل شد. جریان روحانیت نسل دوم اصولگرایان – نسل بعد از نسل مبارزین در انقلاب و مسوولان در دهه ۶۰- تلاش کردند تا ردای شیخوخیت را بر تن کنند، غافل از آنکه زاده روزهای مقارن انقلاب یا در نهایت سالهای دهههای ۴۰ و ۵۰ هستند و نام و آوازهای بلند در دفتر انقلاب ندارند و به همین دلیل طبیعتا نمیتوان نام آنها را جایگزین اسامی کرد که در دهه ۴۰ زندان رفتهاند، در نجف و قم پای درس بزرگان نشستهاند و عکسهایی در کنار بنیانگذار انقلاب اسلامی و مسوولان و روحانیون برجسته در سالهای نخست پس از انقلاب دارند. طبیعتا به دلیل فقدان این قدمت، حرف شنوی از آنها نیز به مراتب کمتر است و تفاوتها نیز مشهود.
