۱۴۰۳/۰۷/۲۳ ۱۱:۵۶

پرسش:
آیا شاه مقید به مشورت با اطرافیان و نخبگان جامعه بود؟ اگر نه، چه عواملی این احساس را در او به وجود آورده بودند؟
پاسخ:
یکی از لوازم و ضروریات حکمرانی استفاده ازنظر کارشناسان درگرفتن تصمیمات و صدور فرامین است. یک حاکم نیازمند است تا در امور متعدد و متکثری تصمیم گرفته و هزاران مسئله اجرایی را راهبری کند. در این رابطه، حلقه مشاوران خیرخواه و متخصص بسیار تعیینکننده بوده و در تعالی یا تنزل سیاستگذاریها نقشی بیبدیل دارند. ساختار سیاسی حکومت پهلوی به نحوی بود که سیاستگذاری کشور به شخص شاه برمیگشت و به هر حال این پرسش، بسیار مهم است که رویکرد محمدرضا شاه پهلوی در مواجهه با اصل مشورت و مواجهه وی با نخبگان به چه صورتی بوده است؟
1. مشورت گریزی شاه بر اساس اسناد تاریخی
در 107 اصل قانون اساسی ایران که یادگار عصر مشروطه است حرفی از وظیفه مشورتی شاه نیست و تنها به محدودیتهایی که مجلس برای تصمیمات او ایجاد میکند اشاره شده است. (1) اما در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در بند اول اصل یکصد و دهم، تعیین سیاستهای کلی نظام توسط رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام اجازه داده شده است. (2) اهـ ش، با اطمینان خاطر به خبرنگاران خارجی، مخالفانش را به مشتی نیهیلیست، آنارشیست و کمونیست محدود نمود». (8)
در این بین مشورتهای خانوادگی شاه مانند مشورت با فرح دیبا و اشرف پهلوی را نباید ازنظر دور داشت. شاه اگرچه در مشورت با نیروهای داخلی مستبدانه عمل میکرد، اما در مشورت با نیروهای خارجی بهخصوص ایالاتمتحده آمریکا به دلیل آنکه بقای حکومت خود را درگرو رضایت آنان میدید، کاملاً نرم و آماده پذیرش نظرات آنان بود. فرح پهلوی در مورد انتصاب وزرا بر اساس رضایت سفرای دولتهای بیگانه میگوید: «در موقع انتصاب دکتر منوچهر اقبال به نخستوزیری، محمدرضا نظر سفیر کبیر آمریکا در تهران را هم استعلام نمود و با خوشحالی به من گفت: هم آمریکا و هم انگلستان بر سر نخستوزیری دکتر اقبال توافق دارند. محمدرضا همیشه قبل از صدور حکم نخستوزیری جدید، با سفرای آمریکا و انگلستان مشورت میکرد. او این عادت را از زمان اشغال ایران در شهریورماه 1320 پیداکرده بود». (9)
