
به گزارش مجله خبری نگار، غزاله که در شعبه دادگاه خانواده مقابل قاضی نشسته بود، وقتی از او خواسته شد درباره علت درخواست طلاقش توضیح دهد، در حالی که کیفش را روی میز میگذاشت از جای خود بلند شد و گفت: آقای قاضی من و همسرم فامیل دور هستیم و زیاد هم معاشرت نداشتیم. ازدواجمان کاملاً سنتی بود به همین خاطر فکر میکردیم نیازی به صحبتهای خصوصیتر نیست، در حالی که در واقع هیچ شناختی از او نداشتم و فقط بر اساس ظاهرش تصمیم به ازدواج گرفتم. وقتی خانوادهها موافقت کردند من هم جواب بله را دادم و عقد کردیم. بعد از چند ماه هم عروسی گرفتیم و الان نزدیک به دو سال است که ازدواج کردهایم، اما از همان ماههای اول بعد از ازدواج وقتی به میهمانی میرفتیم یا میهمان به خانهمان میآمد، کمکم متوجه رفتارهای عجیب مهران شدم. اوایل رفتارش را به پای شوخطبعی و ابراز صمیمیت میگذاشتم، اما بعد متوجه شدم حرفها و رفتارش درباره من و دیگران بیشتر توهین، تحقیر و تمسخر است تا شوخی. انگار عادت داشت همه حرفهایش را با تمسخر و توهین بیان کند.
