فریدون خشنود: صدای رضا حزنی دارد و در آن مقطع آن را برای خوانش سرود مناسب میدانستم و هنوز چنین نظری دارم. او توانایی لازم را برای اجرای سرود داشت
جوان آنلاین: صبح خاکستری پایتخت در روز جمعه، با حضور جمع کوچکی از هنرمندان، دوستان و دوستداران رضا رویگری آغاز شد. جمعی که آرام و بیهیاهو، برای بدرقه صدایی آمده بودند که سالها با آن زندگی کرده بودند. در سکوت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) قرار بود مراسم بدرقه مردی برگزار شود که هنر را با احساس زندگی کرد.
خبر درگذشت رضا رویگری، فقط خبر خاموش شدن یک بازیگر یا خواننده نبود و خبر سکوت صدایی بود که سالها با آن «ایران» را صدا زده بودیم. صدایی که در مهمترین بزنگاه تاریخ، از دل هنر برخاست و تبدیل به حافظه جمعی یک ملت شد. رویگری رفت، اما رد صدایش هنوز در خیابانها، در خاطرهها و در لحظههایی که نام ایران با بغض گره میخورد، زنده است.
رضا رویگری را با نقشآفرینیهایش در نقشهای ماندگار سینمایی و تلویزیونی زیادی به یاد میآوریم؛ از فیلم سینمایی «عقابها»ی ساموئل خاچیکیان، «بوتیک» حمید نعمتالله تا حضور در سریال «مختارنامه». اما نام رضا رویگری بیش از هر چیز به قطعه «ایران ایران» گره خورده است. آهنگی که فقط یک سرود یا قطعه موسیقایی نیست و بیش از هر چیزی فریاد در گلو مانده ملتی است. صدای انسانی که از دل زخم و امید، وطنش را صدا میزد.
این قطعه در سال ۱۳۵۷ و همزمان با روزهای اوج انقلاب اسلامی تولید شد. روزهایی که فضای امنیتی و حکومت نظامی، امکان هرگونه فعالیت هنری آشکار را محدود کرده بود. با این حال، «ایران ایران» در همان شرایط پرخطر و پنهانی ضبط شد. آبان سال ۱۳۵۷، فریدون خشنود به خانه رویگری رفت و ایده ضبط قطعه «ایران ایران» را مطرح کرد. گویا او پیش از این به سراغ دو خواننده مطرح آن زمان رفته بود ولی آنها به خاطر شرایط آن روزها حاضر نشده بودند این آهنگ را بخوانند. قرعه به نام رویگری افتاده بود و او باید تصمیمی سرنوشتساز میگرفت.
