تظاهرات چند ده میلیونی سراسری ۲۲ دی و ۲۲بهمن۱۴۰۴، این واقعیت درخشان را از نو برجسته ساخت که «هسته سخت» جمهوری اسلامی، از دهها میلیون انسان صبور بصیر و خبیر استحکام یافته است. آن اندکشماران خوداکثریتپندار که شبانهروز به شمارش معکوس براندازی نظام مشغولند، در این صفبندی روشن احرار ایران در برابر اشرار صهیون، چه با ایران، یا بر آن باشند، فقط عِرض خود میبرند و زحمت ما میدارند
جوان آنلاین: مقال پیآمده در پاسخ به اظهارات فردی به نام حمید آصفی به نگارش درآمده که گاه با سخنگوی سابق وزارت امورخارجه اشتباه گرفته میشود! با این همه آنچه میخوانید نه پاسخ به نامبرده که نقد شکلی از اپوزیسیون نمایی و پارهای تصورات است که در فضای مجــــازی مورد تبلیغ قـــرار میگیرد.
طرح مسئله
اخیراً متنی تحت عنوان» پادزهر سه کودتای عربی «به قلم فردی که تشابه اسمیاش با سخنگوی اسبق وزارتخارجه، فراوان موجب بهرهگیری سوء شده و بر شهرتش افزوده، در شبکههای اجتماعی بازنشر شده است. در این متن که آشکارا به سود اسرائیل غاصب و قصاب، مقاومت علیه جنایتکاران صهیونیسم به سخره گرفته شده؛ ادعا میشود ساختن آینده ایران مانند جهان عرب، در گرو دوری از مقاومت و پذیرش تسلیم بهعنوان بازگشت به عقل قرار دارد!
البته شیرینزبانی اسرائیلپسند هم شده که ایران با روضه و خطبههای جمعه و مصوبههای مجلس و غنیسازی اورانیوم و…، نمیتواند وارد دنیای علم و فناوری و آینده شود؛ ایران در توهم رهبری امت اسلامی به سر میبرد؛ محور مقاومت دیگر برند مقبولی نیست و حتی فلسطین هم به ایران اعتماد ندارد! یا مثلاً نکتهگویی ادبی و قلمی نیز شده که ایران پایان خطابه را در نیافته و هنوز نفت را ناموسی میداند؛ در حالی که عربها از آن وسیله ساختهاند برای رسیدن به پسانفت. مثل حرفهای یک شاهی صنارِ تکراری قبلی چند دعوای قدیمی و ۴۷ساله اپوزیسیون خارج و داخل نیز شعار تکمیلی سر داده شده و حکم فرموده شده که راهحل، تسلیم به اسرائیل و امریکاست؛ البته با زرورقِ خودفریبانه توسعه با» پیوستن به جهان. «در حالات یک مدعی نویسنده متن مزبور، یک روزنامهنگار اپوزیسیونِ کممایه و کمسواد است، با سابقه چپ التقاطی، سمپات مجاهدین خلق و طیفچپِ نهضت آزادی و گروه عزت سحابی که از گرایش سوپرسوسیالیستی به گرایش سوپرلیبرالی تغییر جهت داده است! وی حتی نظیر برخی همتایانش، در ژورنالیسم زردِ شبکههای اجتماعی که مدعی سوابق آکادمیکاند؛ جز دعوی خودخوانده روزنامهنگاری، از دانش سیاسی و سابقه علمی خاصی برخوردار نیست که اگر هم بود، توفیر نمیکرد. او بهعنوان یک یادداشتنویس رادیکال در بین دهها فرد مشابه موسوم به روزنامهنگار اپوزیسیون خارج و داخل، مدتی است که در شبکههای اجتماعی، فعال و نسبتاً شناختهشده است.
