تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۵/۰۹ ساعت ۱۱:۲۳

گروه فرهنگ وهنر: خیلی وقتها اشعار شاعران کلاسیک ایرانی حتی سرودههای شاعرانی گمنام، در رسانههای اجتماعی با کارکردی عمومیتر سربرآورده و زندگی دومی را در فضای مجازی آغاز کردهاند؛ چرخه بازتابش عظیم و بزرگی که شاید سرایندگان این ابیات هم انتظار آن را نداشتند.
به گزارش ایسنا، حوزه شعر در ایران گستره وسیعی را دربر میگیرد؛ اگرچه همیشه مورد توجه مردم بوده و بهطور ناخودآگاه بخشی از مکالمات روزمره را دربر میگیرد، اما از نظر تفسیری و معنایی منحصرا در اختیار شعرپژوهان بوده و در کلاسهای دانشگاهی درباره آن بحث و تبادل نظر میشده است؛ اما امروزه با حضور رسانههای اجتماعی، موضوع تا حدی عوض شده است و همه اقشار از دانشجویان، رانندههای تاکسی تا اینفلونسرها، فعالان حوزههای مختلف، دلشکستگان و حتی آرزومندان را در بر میگیرد. ابیاتی از شاعرانی چون سعدی، مولانا، حافظ، فردوسی، قزوینی، فرخزاد، اصفهانی و … حتی شاعرانی گمنام گویا در رسانههای اجتماعی با کارکردی عمومیتر سربرآورده و زندگی دومی را در فضای مجازی آغاز کردهاند؛ چرخه بازتابش عظیم و بزرگی که شاید سرایندگان این ابیات هم خود انتظار آن را نداشتند.
در همین رابطه، مینا رامینثابت، دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، استاد و پژوهشگر زبان و ادبیات اسطورهای فارسی دانشگاه اوکلاهمای آمریکا و سردبیر میهمان سیان آن ناتوان هستند. چیزی در علاقه زیاد ایرانیان به شعر وجود دارد که در خون آنها در جریان است؛ این عشق به شعر بیش از آنکه شبیه یک بازآفرینی فرهنگی باشد، مانند بازگشت به خانه و زادگاه است. شعر پارسی از قرنها پیش تا به امروز، از بلخ و اصفهان تا تهران، پوستههای تاریخی خود را به دور انداخته و به حس ابدی اکنون وارد شده است.
و شاید همین سندی محکم برای قدرت عظیم شعر باشد. شعر پارسی پوستاندازی میکند، توضیحات اضافه را دور میاندازد، از متن جدا میشود و از طریق قالبی جدید به قرنی جدید با تمام بحرانهایش وارد میشود؛ گویی در آن صبحگاه توسط کسی نوشته شده است که دقیقا میدانسته ما چه میخواهیم. صفحهای سفید، خوشنویسی، شعر کهن و انگشتی که دکمه اشتراکگذاری را میفشارد و در جایی دوردست سعدی، مولانا، فردوسی و … را بهصورت رمز میفرستد و غریبهای همان واژگان را میخواند و با خود میگوید: بله، دقیقا همین است.
علم دیجیتال در ایران شعر را نکشته است بلکه به آن حنجرهای دوباره داده است.
به گزارش ایسنا، حوزه شعر در ایران گستره وسیعی را دربر میگیرد؛ اگرچه همیشه مورد توجه مردم بوده و بهطور ناخودآگاه بخشی از مکالمات روزمره را دربر میگیرد، اما از نظر تفسیری و معنایی منحصرا در اختیار شعرپژوهان بوده و در کلاسهای دانشگاهی درباره آن بحث و تبادل نظر میشده است؛ اما امروزه با حضور رسانههای اجتماعی، موضوع تا حدی عوض شده است و همه اقشار از دانشجویان، رانندههای تاکسی تا اینفلونسرها، فعالان حوزههای مختلف، دلشکستگان و حتی آرزومندان را در بر میگیرد. ابیاتی از شاعرانی چون سعدی، مولانا، حافظ، فردوسی، قزوینی، فرخزاد، اصفهانی و … حتی شاعرانی گمنام گویا در رسانههای اجتماعی با کارکردی عمومیتر سربرآورده و زندگی دومی را در فضای مجازی آغاز کردهاند؛ چرخه بازتابش عظیم و بزرگی که شاید سرایندگان این ابیات هم خود انتظار آن را نداشتند.
در همین رابطه، مینا رامینثابت، دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، استاد و پژوهشگر زبان و ادبیات اسطورهای فارسی دانشگاه اوکلاهمای آمریکا و سردبیر میهمان سیان آن ناتوان هستند. چیزی در علاقه زیاد ایرانیان به شعر وجود دارد که در خون آنها در جریان است؛ این عشق به شعر بیش از آنکه شبیه یک بازآفرینی فرهنگی باشد، مانند بازگشت به خانه و زادگاه است. شعر پارسی از قرنها پیش تا به امروز، از بلخ و اصفهان تا تهران، پوستههای تاریخی خود را به دور انداخته و به حس ابدی اکنون وارد شده است.
و شاید همین سندی محکم برای قدرت عظیم شعر باشد. شعر پارسی پوستاندازی میکند، توضیحات اضافه را دور میاندازد، از متن جدا میشود و از طریق قالبی جدید به قرنی جدید با تمام بحرانهایش وارد میشود؛ گویی در آن صبحگاه توسط کسی نوشته شده است که دقیقا میدانسته ما چه میخواهیم. صفحهای سفید، خوشنویسی، شعر کهن و انگشتی که دکمه اشتراکگذاری را میفشارد و در جایی دوردست سعدی، مولانا، فردوسی و … را بهصورت رمز میفرستد و غریبهای همان واژگان را میخواند و با خود میگوید: بله، دقیقا همین است.
علم دیجیتال در ایران شعر را نکشته است بلکه به آن حنجرهای دوباره داده است.
