یکبار همراه شهید جعفری به بهشت زهرا (س) رفتیم. نماز را همانجا خواندیم. بعد ایشان دلش نیامد از زیارت قبور شهدا دست بکشد. آنقدر ماندیم تا هوا کاملاً تاریک شد. من گرسنهام شده بود و از طرفی، چون با موتور به گلزار شهدا رفته بودیم، سردم شده بود. هر چه میگفتم داود بیا برگردیم، دلش راضی نمیشد
رزمندگانی که مصداق «شیران روز و عابدان شب» بودند
یکبار همراه شهید جعفری به بهشت زهرا (س) رفتیم. نماز را همانجا خواندیم. بعد ایشان دلش نیامد از زیارت قبور شهدا دست بکشد. آنقدر ماندیم تا هوا کاملاً تاریک شد. من گرسنهام شده بود و از طرفی، چون با موتور به گلزار شهدا رفته بودیم، سردم شده بود. هر چه میگفتم داود بیا برگردیم، دلش راضی نمیشد
