
اقتصاد۲۴ – آرمین سلیمانی: قانون اساس به عنوان قانون پایه و مبنایی هر کشوری، اهمیت بسزایی در بررسی نظام تقنینی یا رویکردهای کلان آن کشور به موضوعات اساسی و مهم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد. از این رو، تاثیراتی که بر نگارش اولیه پیش نویس، تدوین نهایی و متن مصوب توسط مجلس خبرگان قانون اساسی گذاشته میشود، نیاز به توجهی ویژه دارد؛ چرا که این تاثیرات، میتوانند روح جاکم بر آن قانون یا علت نوع برداشتی خاص از آن طی سالهای بعدی را تا حدودی ابهام زدایی کنند.
حضور گروههای مختلف در جریان شکل گیری انقلاب طی سالهای پیش از ۱۳۵۷ موجب بروز نظرات و دیدگاههای متفاوت در سالهای پس از ۵۷ و بیان نظراتی برای تاثیرگذاری بر فرایندهای تشکیل نظام جدید شد. در این میان، گروههای چپ و مارکسیستی به ویژه «حزب توده ایران» تمایل زیادی به اثرگذاری بر مناسبات نهادهای اقتصادی و قوانین در سطح جامعه و کشور داشتند. بررسی هر چه بیشتر این مقوله از آن رو اهمیت بالایی مییابد که به میزان ضریب نفوذ تفکرات مارکسیستی میان برخی انقلابیون وقت و حتی شخصیتهای شاخص سیاسی پس از بهمن ۵۷ دقت شود؛ گسترهای که از گروههای مسلمان تا گروههای رسما چپ را شامل میشده و رگههای قوی از آن همچنان در دهههای بعدی نیز ادامه یافته است.
