
اگر تصور میکردیم که مجتبی جباری را تا زمان نشستن روی نیمکت استقلال شناختهایم، انگار سخت در اشتباه بودیم و حالا پس از قهرمانی این تیم رخ دیگری از او را میبینیم.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، یک ضربالمثل قدیمی که ظاهری مدرن دارد با مضمون «کتاب را از روی جلدش قضاوت نکنید» مدتهاست در رخدادهای مهمی به ما یادآوری میکند که انسانها هرچقدر متشخص و فرهیخته، زیباکلام و اندیشمند، اخلاقمدار و آرام یا برعکس، میتوانند رخ دیگری هم داشته باشند. این ضربالمثل شاید شروع خوبی باشد تا کمی به نقد مجتبی جباری بپردازیم که حالا چهره دیگری از خود به نمایش گذاشته؛ البته شاید در تمام موضعگیریهای اخیر هم حق با سرمربی آبیها باشد، اما انگار او شیوه غلطی را در پیش گرفته است که میتواند شناخت از او را تغییر دهد.
مجتبی جباری ۴۱ ساله و صاحب یک کتابفروشی زیبا در خیابان ولیعصر تهران با پیشینهای درخشان در فوتبال، ۸ محبوب هواداران آبی و ۸ شاکی مدیران استقلال، در فرصت کوتاه سرمربیگری خود در استقلال، موفق شد این تیم را به قهرمانی جام حذفی برساند. با پیروزی در سه دیدار مقابل پیکان، صنعت نفت آبادان و ملوان بندرانزلی تا استقلال در فصل کابوسواری که داشت یک جام بگیرد. جامی که به کام هواداران استقلال شیرین آمده و رزومه جباروانسته در مدت کوتاه جام قهرمانی بیاورد، خود را در قامت سرمربیگری ببیند اشکال ندارد، اما نقد ماجرا جایی است که شیوه رفتاری او هم شبیه همان بازیکنان ناپخته و جوانی شده که با چنگ انداختن به فضای مجازی سعی در پیشبرد اهداف خود دارند. جباری میتواند برای ادامه حضورش روی نیمکت آبیها با مدیران استقلال وارد مذاکره شود یا حتی از فضای رسانهای بهرهمند شود، اما اینکه همسرش با ورود به فضای مجازی پای خود را به این ماجراها باز کند، آیا قابل دفاع است؟ تفاوت مجتبی جباری که در تمام این سالها با بکگراند کتابهایش چندین و چند مصاحبه در نقد فوتبال ایران و رفتارهای مدیران، مربیان و بازیکنان داشته با بازیکنان جوان، کم تجربه و بعضاً کم سوادی که اینستاگرام همسرانشان را وسیلهای برای پیامرسانی و رسیدن به اهداف خود میکنند، در چیست؟
