وقتی مهدی رحمتی در نیمفصل دوم لیگ برتر، قدم به شهرِ آرام و ساکتِ قزوین گذاشت، کمتر کسی باور میکرد که این سرمربی جسور ، همان دروازهبان افسانهای است که روزی دیوارِ آهنینِ استقلال بود. شمسآذر، تیمی که با ۱۳ امتیاز در قعر جدول میسوخت، به نظر گورستانِ آرزوهای مربیگری او میآمد؛ اما رحمتی، همچون باغبانی که بذرِ امید را در خاکِ سردِ زمستان میکارد، دست به کار شد. نخستین روزهای حضورش در تمرینات، پر بود از نگاههای شکآلود بازیکنان و زمزمههای رسانهها که: «آیا رحمتی آخرین قربانیِ شمسآذر در این فصل خواهد شد!».
روزنامه گل
هیوا مافی/ وقتی مهدی رحمتی در نیمفصل دوم لیگ برتر، قدم به شهرِ آرام و ساکتِ قزوین گذاشت، کمتر کسی باور میکرد که این سرمربی جسور ، همان دروازهبان افسانهای است که روزی دیوارِ آهنینِ استقلال بود. شمسآذر، تیمی که با ۱۳ امتیاز در قعر جدول میسوخت، به نظر گورستانِ آرزوهای مربیگری او میآمد؛ اما رحمتی، همچون باغبانی که بذرِ امید را در خاکِ سردِ زمستان میکارد، دست به کار شد. نخستین روزهای حضورش در تمرینات، پر بود از نگاههای شکآلود بازیکنان و زمزمههای رسانهها که: «آیا رحمتی آخرین قربانیِ شمسآذر در این فصل خواهد شد!».
