
اقتصاد۲۴ – مهدی کروبی، دبیرکل پیشین حزب اعتمادملی و از چهرههای شاخص اصلاحطلب که پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ۸۸، حصر خانگی شد و به گفته خودش به «محاق» رفت، روز جمعه به کنگره حزب اعتمادملی پیام داد. پیامی که در آن انتقادات از وضع موجود و راهکارهایی را برای برونرفت از آن مطرح کرد.
نگاهی به بیانیه کروبی
از ویژگیهای مهم این پیام نقدهای درونساختاری او بوده است. در ابتدای این بیانیه کروبی به نقش احزاب اشاره میکند و میگوید: «کشور بدون حزب همین میشود که باندها بر دولت و مجلس و کل کشور، حکومت میکنند و بر سر قدرت، منازعه میکنند. بنای انقلاب اسلامی بر تاسیس جمهوریت در ایران بود و جمهوریت بدون حزب معنایی ندارد.» او در ادامه به بدعت نظارت استصوابی و آثار منفی پیشثبتنامها که موجب یکدستسازی بیشتر میشود، اشاره کرده و گفته است: «حاکمیت با وجود ادعای دعوت به انتخابات، همه راههای مشارکت را بسته است و درصدد تکرار مجلس فعلی است تا بتواند در چنین مجلسی بدون حضور احزاب مخالف، هر چه بهصورت غیرقانونی انجام میداد را قانونی سازد.» او در ادامه به برشمردن قوانین «ضد حقوق ملت» اشاره میکند و آن را در کنار «ردصلاحیتهای گسترده»، «نشانه حذف و غیبت ملت» عنوان میکند. کروبی در این پیام نبود حزب را عامل «گشوده شدن راه خیابان» و «بیان مستقیم اعتراض» میداند و با تاکید بر اینکه شعارش در سال ۸۸ «تغییر» بوده است، تاکید دارد که «این شکاف را باید با اصلاحاتی که امروز فقط جابهجایی در قدرت نیست، پر کرد.» و «هنوز راهی جز تغییر وجود ندارد». او همچنین با تاکید بر تغییر از طریق راههای مسالمتآمیز خطاب به حزب اعتماد ملی تاکید کرد: «در این راه باید ضمن حفظ اتحاد حزب اعتماد ملی با دیگر اصلاحطلبان و نیز همه مصلحان جامعه بهخصوص جوانان و زنان و روشنفکران و جریانهای آزادیخواه و میانهرو درون ایران از تکثر و تنوع در درون این حرکت دفاع کرد و راه تغییر را فقط در یک مسیر جستوجو نکرد. هیچکس نباید دیگری را انکار کند و خود را تنها مرجع تغییر بداند. باید با ملت حرف زد و دولت و مجلس و کل حاکمیت را نقد کرد.»
نظرات اخیر رهبران اصلاحات
طی ماههای اخیر بهویژه پس از اعتراضات در پی مرگ مهسا امینی و طرح موضوعات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مبتلابه جامعه رهبران اصلاحطلب به بیان مواضع و نوع نگاه خود پرداختهاند. این اظهارنظرها در پی انتقادات بر رویهها و روندی که در مسیر کشورداری از سوی مسئولان در پی گرفته شد؛ بهعنوان راهکارهای پیشنهادی جریان اصلاحات به ساختار سیاسی مورد توجه و ارزیابی تحلیلگران قرار گرفت. میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی به مناسبت چهلوچهارمین سالگرد پیروزی انقلاب هر یک بیانیه مفصلی دادند؛ اگرچه به نظر میرسید موسوی در بیانیه خود به جمعبندی نهایی نرسیده، اما بیانیه ۱۵ مادهای خاتمی با صحبتهای بعدیاش در نگاه بسیاری از چهرههای شاخص اصلاحطلب از جمله بهزاد نبوی «مانیفست اصلاحطلبی» بود. در همین زمان مقایسههایی میان بیانیههای این دو چهره اتفاق افتاد و حالا هم پیام اخیر مهدی کروبی از دو منظر قابل توجه است؛ هم از آن سو که او در جایگاه ترسیم تصویری از آینده و بیان راهکارها بوده است و هم از همین زاویه که قابلیت مقایسه را فراهم میکند.
سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی هر سه بهعنوان چهرههای شاخص اصلاحطلب در بیانیهها و پیامهایشان اشتراکاتی داشتند.
اول؛ هر سه به وضعیت نامطلوب جامعه اشاره داشتهاند.
دوم؛ هر سه نسبت به یکدست شدن حاکمیت و انحصارطلبی ایجادشده هشدار داده و از این اتفاق ابراز نگرانی و نارضایتی کردهاند.
سوم؛ هر سه خشونتپرهیز و خواهان رفتار مسالمتآمیز و نگاه دموکراتیک بودند.
چهارم؛ هر سه تحولخواهی و ضرورت «تغییر» را مطرح کردهاند.
البته در این بین بیانیههای اخیر موسوی و خاتمی هر دو ناامید از وضع موجود است، اما اگر میرحسین موسوی را منتهیالیه نگاه رادیکال اصلاحطلبی بدانیم، اصلاحات مطرحشده از سوی او به راهکارهای خارج از نظام و تاکید بر «رفراندوم» منتهی میشود. خاتمی در میانه راه است و اگرچه او هم به نظر میرسد بنا بر تجارب گذشته معتقد است روند تحولخواهی به نوعی به بنبست رسیده است، اما توصیه و تاکیدش بر «خوداصلاحی» نظام و جلوگیری از «خودبراندازی» است.
