
یکی از دختران فامیل، همدانشگاهیام بود؛ بارها او را دیده بودم و راستش را بخواهید، حتی در مورد علاقه به او فکرهایی هم کرده بودم…
به گزارش مجله خبری نگار، هر وقت تندتند مینوشتم، دست درد شدیدی میگرفتم، اما زیاد جدی نبود تا اینکه توانستم با رتبه خوبی در دانشگاه قبول شوم و وارد فضای تازهای شدم.
