راز 8 ساله یک زن که هنگام ماموریت شوهرش زایمان کرد

وقتی پسر کوچولویم به دنیا آمد شوهرم برای پیدا کردن کار به شهرستان رفته بود. آنقدر بی‌پول بودیم که حتی نمی‌دانستم چطور باید هزینه بیمارستان را پرداخت کنم.

وقتی پسر کوچولویم به دنیا آمد شوهرم برای پیدا کردن کار به شهرستان رفته بود. آنقدر بی‌پول بودیم که حتی نمی‌دانستم چطور باید هزینه بیمارستان را پرداخت کنم.

راز 8 ساله یک زن که هنگام ماموریت شوهرش زایمان کرد

به گزارش رکنا، رویا سن و سالی نداشت اما سختی‌های زندگی چهره‌اش را در هم شکسته بود. مدام گریه می‌کرد و می‌گفت اشتباه کردم. روی صندلی نشست و جرعه‌ای آب نوشید. بدون مقدمه لب به سخن گشود: نوزادم را در آغوش گرفته بودم و به آینده موهومش فکر می‌کردم. در حالی که اشک می‌ریختم ناگهان صدای ضجه و ناله‌های زن جوانی که در تخت کناری‌ام بستری بود مرا از افکار خودم بیرون کشید. دیدن بی‌تابی‌های این زن باعث شد تصمیمی بگیرم که سال‌ها بعد زندگی خودم را به نابودی کشاند.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *