
وقتی تراژدی لبخند میزند؛
راز یک رمان کمدی خوب
رمان کمدی، انکار رنج و تاریکی نیست؛ راهی است برای نگاه کردن به سوگ، عشق، پیری و مرگ، بیآنکه زیر بار سنگینی آنها خرد شویم. نویسنده ویلا کوکو میگوید کمدی از جایی آغاز میشود که نویسنده تصمیم میگیرد در دل یک واقعیت سخت، امکان خندیدن را پیدا کند.
سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) – الهه شمس: در مارس ۲۰۲۰، وقتی خانه نشینی اجباری پاندمی آغاز شد، خیلی از ما برای فرار از آشوب جهان به روایتهای امن پناه بردیم. اول سراغ جناییهای آگاتا کریستی رفتیم؛ مهم نبود داستان به ازدواج ختم میشود یا قتل، مهم پیشبینیپذیریاش بود. اما وقتی قرنطینه طولانی شد، نگاهها به سمت دیگری چرخید: «رمان کمدی». دنیای ما منبع بیپایانی از وحشتهای تازه است و درست به همین دلیل، کمدی همچنان بهترین پناهگاه ساعات مطالعه است.
اما رمان کمدی چیست؟ از نظر اندرو شان گریر تعریفش سخت است. ای. بی. وایت تحلیل کمدی را به تشریح قورباغه تشبیه میکرد که در نهایت فقط یک قورباغه مرده روی دستت میگذارد. من اما آن را مثل روشن کردن چراغهای یک مهمانی شبانه میدانم؛ ناگهان چهره همه زشت میشود و جشن از دهان میافتد! خیلیها شاهکارهای وودهاوس را نمونه کامل کمدی میدانند، اما من حتی در موبی دیک (Moby-Dick) هرمان ملویل یا آتش رنگباخته (Pale Fire) ولادیمیر ناباکوف هم طنزی ناب میبینم. ساینفلد زمانی کمدی را اینطور تعریف کرد: «تصمیمگیری برای اینکه چه چیزی خندهدار است.» در موبی دیک این چیز یک سکه میخشده به دکل است و در آتش رنگباخته بدترینِ بهترین شعری که تا به حال خواندهاید!
