
نگاهی به «حاج قاسمی که من میشناسم»؛
راز یک رفاقت در قاب بدرقه
تصویری که پایانش در بدرقه تابوت شهید سلیمانی و آن جمله ماندگار رهبر که فرمود «در مقابل او، من تعظیم میکنم!» معنا پیدا میکند.
سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حنان سالمی: آدمها همدیگر را به زبان خودشان میشناسند. شاید سادهترش این باشد که بگوییم هرکس، دیگری را همانطور که دیده و شنیده و با او نشسته و بلند شده تعریف میکند. از دریچه نگاه و قلب و جان و زبان خودش! هیچ شناختی نه آنقدر عمیق است که همه ابعاد یک آدم را پوشش بدهد نه حتی آنقدر سطحی که ما را به یک تعریف از او، نرسانَد؛ اما وقتی پای یک رفاقت سیوهشت ساله به میان بیاید، همه ورقها برمیگردد.
کتاب «حاج قاسمی که من میشناسم»، روایت همین شناخت است از زبان یک رفیق قدیمی؛ کسی که پایش حتی تا روضههای خصوصیِ هفتگی و خانگی و خانوادگی حاج قاسم هم باز شده و حاج قاسم، بچههایش را مثل برادرزادههایی خونی، «عمو» خطاب میکند.
