راز مشورت‌هایی که انتهایش شکست است

همه ما در فراز و نشیب زندگی با موقعیت‌هایی رو‌به‌رو می‌شویم که آرزو می‌کنیم کاش کسی بود که بتوانیم از او راهنمایی بگیریم. ما به دیگران رجوع می‌کنیم تا راه و چاه را نشان‌مان دهند یا شاید اندازه سر سوزنی کمک‌مان کنند

همه ما در فراز و نشیب زندگی با موقعیت‌هایی رو‌به‌رو می‌شویم که آرزو می‌کنیم کاش کسی بود که بتوانیم از او راهنمایی بگیریم. ما به دیگران رجوع می‌کنیم تا راه و چاه را نشان‌مان دهند یا شاید اندازه سر سوزنی کمک‌مان کنند

جوان آنلاین: آنچه در ادامه از نظر می‌گذرد مروری کوتاه است بر مطلب «مشاوره‌دادن به دیگران خوب است، اما از راه درستش» که در سی‌ویکمین شماره مجله ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب نوشته جاشوا هبگود- کوت است و محمد مهدی‌پور آن را ترجمه کرده است. 

همه ما در فراز و نشیب زندگی با موقعیت‌هایی رو‌به‌رو می‌شویم که آرزو می‌کنیم کاش کسی بود که بتوانیم از او راهنمایی بگیریم. ما به دیگران رجوع می‌کنیم تا راه و چاه را نشان‌مان دهند یا شاید اندازه سر سوزنی کمک‌مان کنند. اما مشاوره گرفتن خیلی وقت‌ها تجربه‌ای مأیوس‌کننده از آب درمی‌آید، چه بسا سردرگم‌تر و ناراحت‌تر از قبل بشویم. ممکن است وارد شبکه پیچیده‌ای از راهنمایی‌های متعارض بشویم و وقت زیادی را صرف این کنیم که چطور به راهنمایی فلانی واکنش نشان دهیم یا چطور بفهمیم که بالاخره حق با کدام یک از کسانی است که با آن‌ها مشورت کرده‌ایم. ریشه بسیاری از مشورت‌های ناموفق در دو چیز است؛ یک مشاوره‌های افراطی و دو تعریف و تمجید‌های سردرگم‌کننده مشاوره‌دهنده‌ها از خودشان. 

مشاوره افراطی، وضعیتی است که در آن مشاوره‌دهنده بسیار بسیار بیشتر از چیزی که شما از او می‌خواهید به شما مشورت می‌دهد. برای مثال از دوست‌تان می‌پرسید که چطور باید خودتان را برای مسابقه دوی ماراتن آماده کنید، اما دوست‌تان که خودش دونده باتجربه‌ای است ناگهان احساس می‌کند باید برنامه همه زندگی‌تان را به هم بریزد تا شما را به دونده ماراتن تبدیل کند. فهرستی از باید و نباید‌ها دستتان می‌دهد، رژیم غذایی سخت و پرهزینه‌ای برایتان تهیه می‌کند و مدام پیگیری می‌کند که آیا کار‌هایی که گفته است را انجام داده‌اید یا نه. 

تجربه رایج دیگری که هنگام مشورت گرفتن از بقیه رخ می‌دهد، این است که مشورت‌دهنده به جای آنکه کمکی به حل مشکل ما بکند، شروع می‌کند به تعریف‌کردن خاطراتی از خودش که چطور توانسته است در موقعیت‌های مشابه از پس کار‌ها برآید و چقدر مبتکرانه و جسورانه عمل کرده است. این معضل مشخصاً وقتی به وجود آید که مشورت‌دهنده تصویر درستی از مشکل ما ندارد، ممکن است حتی به درستی حرف ما را متوجه هم نشده باشد، اما موقعیت را برای تعریف‌کردن از توانایی‌های خودش یا شاید سرزنش کردن ما فراهم دیده است. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *