
اقتصاد۲۴- پنجشنبه شب است. پیدا کردن یک میز خالی در کافه، آسان نیست. پیشخدمت مدام با عذرخواهی از مشتریان تازهوارد میخواهد چند دقیقه بیشتر منتظر بمانند. روی بیشتر میزها، فنجانهای قهوه، لپتاپ، گوشیهای گرانقیمت و گفتوگوهایی درباره قیمت دلار، اجاره خانه، قسطها و مهاجرت کنار هم نشستهاند. چند خیابان آنطرفتر، صف خرید قهوه از پیادهرو بیرون زده است.
همان شب، خانوادههایی در پارک، شام سادهشان را روی زیرانداز پهن کردهاند و چند کیلومتر دورتر، مرکز خریدی هنوز شلوغ است. اگر فقط این تصاویر را ببینید، شاید تصور کنید اقتصاد ایران روزهای پررونقی را میگذراند. اما درست در همین روزها، آمارهای رسمی از تورمهای بیسابقه، سقوط قدرت خرید، قسطی شدن کالاهای اساسی و دورتر شدن رؤیای خانه، خودرو و حتی پسانداز خبر میدهند. اما چگونه ممکن است این دو تصویر، هر دو واقعی باشند؟
در نگاه نخست، میان این دو تصویر تناقضی آشکار وجود دارد که از یک سو، آمارهای رسمی از تورم بیسابقه خوراکیها، کاهش قدرت خرید، قسطی شدن مایحتاج روزانه و فروپاشی پسانداز خانوار خبر میدهند؛ از سوی دیگر، کافهها شلوغاند، مراکز خرید هنوز مشتری دارند، جادهها در تعطیلات پر از خودرو میشوند و آیفون روی بسیاری از میزها به چشم میخورد. همین تضاد بار دیگر آن پرسش قدیمی را زنده کرده است که اگر مردم تا این اندازه زیر فشار اقتصادیاند، هزینه این مصرف از کجا تأمین میشود؟
