
پس از روی کار آمدن حزب کمونیست، مائو تصمیم گرفت چین را در کمترین زمان به یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی بدل کند؛ اما چگونه این جهش اقتصادی به یکی از بزرگترین قحطیهای تاریخ در چین ختم شد؟
خبرگزاری مهر – مجله مهر، عطیه جواره: در گزارش قبلی «راز شرق» به روزهایی رسیدیم که جمهوری خلق چین (۳۰ سال قبل از انقلاب اسلامی ایران) متولد شد؛ کشوری که سالها جنگ، اشغال و آشفتگی را تجربه کرده بود حالا در مسیر سازندگی در دستان لیدر جدیدش یعنی مائو قرار گرفت. مائو نیز چین را کشوری ضعیف و عقبمانده میدید و عقیده محکمی داشت که این کشور باید دوباره روی پای خودش بایستد؛ اما تصویری که او از این بازسازی در ذهن داشت، فقط به ساخت کارخانه و جاده و افزایش تولید محدود نمیشد. مائو میخواست جامعه چین را از نو شکل بدهد و برای رسیدن به این هدف، بیش از هر چیز روی یک عامل حساب میکرد: نیروی عظیم مردم. اما برای فهمیدن اینکه چگونه این نگاه، چند سال بعد چین را به یکی از سختترین بحرانهای تاریخ معاصر خود رساند، باید به شخصیت مائو بپردازیم آنهم درست قبل از آنکه رهبر چین شود.
مائو؛ سرکش اما اهل مطالعه و انقلابی
