راز خیانت شوهر با یک پیامک مشکوک لو رفت

من همیشه خودم را مستقل می دانستم. از همان دوران جوانی تلاش کردم روی پای خودم بایستم. بعد ازاستخدام در اداره، خانواده ای برای خواستگاری آمدند. ازدواج من با «نوید»کاملا سنتی بود. چند جلسه رفت و آمد خانوادگی و بعد هم عقد. اما برخلاف تصورم بعد از ازدواج بین ما علاقه واقعی شکل گرفت.

من همیشه خودم را مستقل می دانستم. از همان دوران جوانی تلاش کردم روی پای خودم بایستم. بعد ازاستخدام در اداره، خانواده ای برای خواستگاری آمدند. ازدواج من با «نوید»کاملا سنتی بود. چند جلسه رفت و آمد خانوادگی و بعد هم عقد. اما برخلاف تصورم بعد از ازدواج بین ما علاقه واقعی شکل گرفت.

حوادث

به گزارش سیتنا، زن۳۱ ساله با بیان این که«هیچ گاه فکر نمی کردم روزی برای نجات زندگی ام دست به دامان قانون شوم»درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهدگفت: اوایل زندگی مان ساده بود. «نوید»وضعیت مالی خوبی نداشت و من هم حقوق معمولی کارمندی می گرفتم. با این حال باعشق زندگی می کردیم. خانه مان کوچک بود اما دل هایمان بزرگ بود.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *