بزرگترین خصوصیت شهید سلیمانی، «ظرفیت سازی» او بود و آنچه در تشییع استثنایی، پرشکوه و اعجابانگیز پیکر مطهر او شاهد بودیم جلوهای از این خصوصیت بود.
سیر حرکت «قاسم سلیمانی» از فرماندهی گردان تا زمان شهادت به خوبی از ظرفیت سازی شهید حکایت میکند و این جلوهای از انقلاب اسلامی و نیز جلوهای از رهبری خردمند آن است. انقلاب اسلامی بدون شکلدهی به سازمانهای مختلف مورد نیاز به پیروزی رسید، ولی با فاصله بسیار کم از پیروزی به ایجاد نهادهای مورد نیاز خود دست زد و از متن آنها فرصتهای زیادی پدید آورد و امروز میتوانیم آثار و برکات این نهادها و سازمانها را مشاهده کنیم؛ کمیتههای انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی، جهاد دانشگاهی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، کمیته امداد امام خمینی و… هر کدام منشأ یک جهش بزرگ برای جبران عقبماندگی شدید دوران طولانی طاغوت بودند.
حضرت امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز «ظرفیتساز» بودهاند. مرور زندگی این دو بزرگوار ظهور این خصوصیت را به دفعات نشان میدهد. اگر ما حوادث و رخدادهای دو دهه اخیر را مرور کنیم درمییابیم که در بسیاری از موارد، رهبری با خلق فرصت با مسایل حساس مواجه شدهاند. یک مورد آن طرح «اقتصاد مقاومتی» در مقابل تشدید تحریمهای غرب علیه ایران بود که اگر به آن عمل شود، ایران فراتر از تحریمها قرار گرفته و درد ۸۰-۷۰ سال اخیر کشور مداوا میگردد.
سردار سلیمانی در هر موقعیت، ظرفیت سازی کرده است. امروز سلیمانی نیست، ولی به طور قطع آثار راهبردی او تا دهها سال بعد و شاید تا صد سال بعد باقی است و واقعاً «سلیمانیها» هستند، اما نه به این معنا هر فرد از نظر ظرفیت لزوماً یک «قاسم سلیمانی» است.
