گروه بینالملل دفاعپرس: شورش مسلحانه و ناگهانی ۲۹ اوت در نیجر تنها یک ایستگاه دیگر در سریال بیثباتیهای غرب آفریقا نبود، بلکه افول ائتلف کشورهای ساحل و افزایش نفوذ مسکو را آشکار ساخت. هجوم همزمان شورشیان موسوم به «نیروهای مسلح برای بازسازی وطن» به پایگاه هوایی ۱۰۱ در فرودگاه «نیامی»، کاخ ریاستجمهوری و رسانه ملی، تلاشی هماهنگ و مرگبار برای برهم زدن ساختار سیاسی موجود بود.

در ساعات اولیه این بحران، بیانیهای صادر شد که مدعی برکناری «ژنرال عبدالرحمن چیانی»، رئیس دولت شد. اگرچه گارد ویژه ریاستجمهوری در تمام طول شب کاخ را حفظ کرد و این تمرد با کشته شدن دستکم ۲۷ نفر و بازداشت حدود ۱۰۰ شورشی پایان یافت، اما پیامدهای آن بسیار فراتر از یک درگیری چند ساعته در نیامی است، چرا که این واقعه گسلهای عمیق داخلی در ارتش را آشکار کرد و نقش بازیگران خارجی را به شکلی پررنگ به تصویر کشید.
ریشه اصلی این تمرد به نارضایتیهای انباشتهشده در بدنه ارتش نیجر بازمیگردد که سالهاست تحت فشار شدید حملات گروههای شبهنظامی مجهز قرار دارد. در این میان، شکاف عمیق و اختلاف طبقاتی بالا میان بدنه ارتش شکل گرفته است؛ سربازان و افسران رتبه پایین تا متوسط که رهبری این شورش را بر عهده داشتند، همواره در خطوط مقدم نبرد جانفشانی میکنند و با خطرات مرگبار روبهرو هستند، اما در مقابل، واحدهای زبدهتر مانند گارد ریاستجمهوری در شهرهای امنتر مستقرند و با وجود مواجهه با خطرات بسیار کمتر، از حقوق و دستمزدهای بسیار بیشتری بهرهمند میشوند. این تبعیض در توزیع منابع و خطرات جنگ، حس غبن را در میان افسران میانی شعلهور کرد و ارتش را به دو نیم ساخت: کسانی که در خط مقدم میسوزند و کسانی که در پایتخت از میوههای قدرت محافظت میکنند.
