شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ – ۲۲:۲۱
غرب آسیا در حالی همچنان کاون اول تحولات جهانی است که ترامپ که مدعی نابودی ایران بوده اکنون عنوان می کند که سران چین و روسیه به او گفتهاند که به ایران کمک نخواهند کرد. ترامپ در حالی ادعا کرده است که با دیپلماسی توانسته کشورهایی همچون چین و روسیه را از ایران دور سازد که واقعیتهای میدانی حکایت از وضعیت بحرانی ترامپ و جمهوریخواهان در عرصه داخلی دارد. ترامپ در حالی مدعی بوده که ایران را نابود و تنگه هرمز باز است که افزایش نرخ نفت تا 100 دلار و نیز اذعان جهانی به بسته بودن تنگه هرمز با مدیریت ایران در کنار افشای تلفات سنگین آمریکا از جمله در پایگاههای اردن، بگونهای که ترامپ دیگر نتواند اجساد نظامیان را پنهان و مجبور به مراسم بازگشت تابوتها شد، عملا وضعیت ترامپ را با بحران مواجه کرده است. واکنشهای سناتورها و نمایندگان کنگره در نشست استماع هگست وزیر جنگ که بیانگر اعتراف همگانی به هزینه های سنگین و شکست آمریکا در برابر اقتدار ایران بوده، ترامپ و جمهوریخواهان را در مسیر سقوط انتخاباتی قرار داده است. در این شرایط میتوان گفت که ترامپ با داستان سرایی و آوردن پای کشورهایی همچون چین و روسیه از یک سو به دنبال بهانه تراشی برای شکستهایش تا به امروز در لوای ادعای تعهد این کشورها به کمک نکردن به ایران است و از سوی دیگر نیز این سناریو مطرح است که با ادعای تنها ماندن ایران به دنبال توجیه جنگ افروزیهای آینده و گرفتن بودجه از کنگره برای ادامه جنایاتش باشد.
در این میان هم باید در نظر داشت که هر چند که ترامپ القای توان دیپلماتیک ازسازی و نوسازی توان نظامی خویش پرداخته و تمام طرحهای سلطه گرایانه امریکا را با شکست مواجه سازد. به هر تقدیر آنچه مسلم است آنکه هر ستون دود در منطقه، یعنی هدف قرار گرفتن یک مرکز نظامی یا امنیتی و یا مالی آمریکا.شلیکهای مداوم و هدفمند رزمندگان ایران تازیانههای خشم ملت به پاخاسته ایران است که بر گُرده نظام سلطه فرود میآید و تا تسلیم کامل دشمن و گرفتن انتقام خون کودکان مظلوم میناب و لامرد و… ادامه خواهد داشت و اعتراف ترامپ خود گواهی بر این اقتدار است که با تکیه بر توان بومی نفس آمریکا را به شماره انداخته است.
واقعیت میدان آن است که از یک سو ملت بزرگ ایران با حفظ خیابان، نیروهای مسلح در میدان با هدف قرار دادن پایگاهها و مراکز آمریکایی و تغییر دادن موازنه جنگ در کنار اقتدار دستگاه دیپلماسی در تعاملات جهانی، شکست های چند لایهای را به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد ساخته است که ترامپ با داستان سرایی و کشتارها و تهدیدات نظامی توان کتمان و اثرات آن بر سیاست داخلی و خارجی آمریکا را ندارد. روندی که هشداری بزرگ به کشورهایی است که همچنان در توهم امنیت فروشی آمریکا به بازی در زمین آن ادامه میدهند که در صورت استمرار میتواند آنها را به اهدافی مشروع برای موشکها و پهپادها و جنگ نامتقارن ایران مبدل سازد.
در این میان هم باید در نظر داشت که هر چند که ترامپ القای توان دیپلماتیک ازسازی و نوسازی توان نظامی خویش پرداخته و تمام طرحهای سلطه گرایانه امریکا را با شکست مواجه سازد. به هر تقدیر آنچه مسلم است آنکه هر ستون دود در منطقه، یعنی هدف قرار گرفتن یک مرکز نظامی یا امنیتی و یا مالی آمریکا.شلیکهای مداوم و هدفمند رزمندگان ایران تازیانههای خشم ملت به پاخاسته ایران است که بر گُرده نظام سلطه فرود میآید و تا تسلیم کامل دشمن و گرفتن انتقام خون کودکان مظلوم میناب و لامرد و… ادامه خواهد داشت و اعتراف ترامپ خود گواهی بر این اقتدار است که با تکیه بر توان بومی نفس آمریکا را به شماره انداخته است.
واقعیت میدان آن است که از یک سو ملت بزرگ ایران با حفظ خیابان، نیروهای مسلح در میدان با هدف قرار دادن پایگاهها و مراکز آمریکایی و تغییر دادن موازنه جنگ در کنار اقتدار دستگاه دیپلماسی در تعاملات جهانی، شکست های چند لایهای را به آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد ساخته است که ترامپ با داستان سرایی و کشتارها و تهدیدات نظامی توان کتمان و اثرات آن بر سیاست داخلی و خارجی آمریکا را ندارد. روندی که هشداری بزرگ به کشورهایی است که همچنان در توهم امنیت فروشی آمریکا به بازی در زمین آن ادامه میدهند که در صورت استمرار میتواند آنها را به اهدافی مشروع برای موشکها و پهپادها و جنگ نامتقارن ایران مبدل سازد.
قاسم غفوری
