کارنامه بهمن ۵۷ تا آبان ۵۸ نشان میدهد تصور اولیه از بازرگان و همراهانش نیز آنچنان دقیق نبوده و در نقطهبهنقطه این ۲۷۵ روز نشانهایی از انحصارطلبی، مشورتناپذیری، ارائه وعدههای غیرواقعی مانند رایگان شدن آب و برق و… وجود دارد.
جوان آنلاین: روزنامه فرهیختگان با بررسی کارنامه دولت مهدی بازرگان از بهمن ۵۷ تا آبان ۵۸ نوشت: زمانی که مهندس بازرگان عهدهدار دولت موقت شد و حمایت قاطع امام خمینی(ره) و بزرگان انقلاب مانند شهید مطهری را پشت سر خود دید، شاید هم خود و هم افکار عمومی این تصور را نداشتند که دوران زمامداری دولت موقت که برخی امیدوار بودند اولین دولت رسمی بعد از تدوین قانون اساسی هم باشد، تنها 275 روز دوام داشته باشد. البته قطعا اطرافیان بازرگان هم پیشبینی نمیکردند او تنها چند روز بعد از دریافت حکم از امام تهدید به استعفا کند و تا پایان دوران مسئولیت یک خط در میان شفاهی یا مکتوب دل مردم را بلرزاند که میرود یا میماند. مهمترین استدلال برای انتخاب بازرگان به نخستوزیری، همان سابقه حضور او و نزدیکانش در ساختار اداری کشور و آشنایی آنها با فرآیندهای بروکراتیک در کشورداری بود که البته خیلی زود مشخص شد این نقطهقوت بهتنهایی برای اداره کشور آن هم کشوری که تازه شاهد یک انقلاب بزرگ بوده و هرگوشه آن آشوبی به پا شده، نیست. غائله کردستان و خوزستان و ترکمنصحرا و چندین و چند ماجرای مهم دیگر در کنار درگیریها با آمریکا و شوروی و دیگر مسائل مهم کشور وقایعی نبود که بتوان به سادگی و بدون هزینه آنها را حلوفصل کرد. بازرگان که یک بار سابقه چالش با نهضت ملی را در کارنامه داشت و بعد از عدم موفقیت در کسب رای به سرعت انشعاب کرده بود، به نظر میرسید این بار هم بدش نمیآید با تئوری جمهوری دموکراتیک اسلامی به رقابت با امام و همراهانش برود و این ایده را آنقدر تکرار کرد که دلخوری جدی امام را هم پدید آورد. بازرگان البته با همکاران خود در دولت هم نتوانست همکاری موفقی داشته باشد و چهار استعفای اعضای کلیدی کابینه از جمله کریم سنجابی، تنها ظرف چند ماه نشان از اختلافات گسترده در دولتی دارد که با وجود اینکه قرار بود به دور از حزبگرایی تشکیل شود، تنها شامل اطرافیان و دوستان مهندس بازرگان شد. باید گفت که اینها همه نقاط ضعف عجیب دولت موقت نبود، چراکه کارنامه بهمن 57 تا آبان 58 نشان میدهد تصور اولیه از بازرگان و همراهانش نیز آنچنان دقیق نبوده و در نقطهبهنقطه این 275 روز نشانهایی از انحصارطلبی، مشورتناپذیری، ارائه وعدههای غیرواقعی مانند رایگان شدن آب و برق و… وجود دارد.
دولتی برای استعفا
مهدی بازرگان در مجموع 275 روز زمامداری دولت موقت دستکم پنج بار به صورت رسمی از سمت خود استعفا داد و بارها تهدید به استعفا کرد؛ استعفانامههایی که هر بار با کوچکترین خللی در امور جاری دولت، تا نیمه از جیب آقای نخستوزیر بیرون آمده و بلافاصله در جای خود قرار میگرفت و به بیان دقیقتر، به ابزاری برای خط و نشان کشیدن برای انقلابیون و امتیازگیری از آنها تبدیل شده بود. سست عنصری بازرگان تا آنجا بود که مسعود بهنود در کتاب خود با عنوان «275 روزِ بازرگان» نقل کرده که وقتی 17 بهمنماه 57، محمد سجادی، رئیس مجلس سنا از بختیار پرسید با استعفای اعضای شورای سلطنت و بیشتر نمایندگان مجلس حالا چهکار باید کرد؟ بختیار خونسرد جواب داد: «سهماه وقت داریم، تا آن وقت مردم برمیگردند. همین الان خبر دارم که بر سر انتخاب اعضای آن دولت ساختگی بینشان دعواست و بازرگان تهدید به استعفا کرده!»
۱ 25بهمن 57، بازرگان که تا آن روز نخستوزیر بدون دولت بود، اولین گروه وزرای دولت موقت را به شورای انقلاب اسلامی معرفی کرد که عبارت بودند از: سنجابی (خارجه)، دکتر سامی (بهداری)، احمد صدر حاج سیدجوادی (کشور)، داریوش فروهر (کار)، علیاکبر معینفر (سازمان برنامه)، مهندس مصطفی کتیرایی (آبادانی و مسکن) و یوسف طاهری قزوینی (راه و ترابری). وزرای انتخابی ساعت 10 صبح آن روز در جمع خبرنگاران اعلام شدند. مسعود بهنود نقل کرده که در این مراسم خبرنگاری در مورد نقش امام خمینی(ره) در انتخاب وزیران پرسید. دکتر صالحخو، سخنگوی دولت جواب داد این وظیفه به عهده مهندس بازرگان گذاشته شده است. در ادامه شورای انقلاب در مواجهه با ترکیب پیشنهادی، با برخی از گزینههای مورد نظر بازرگان مخالفت کرد. بازرگان اما در مواجهه با این مخالفت، در شرایطی که تنها سه روز از پیروزی انقلاب میگذشت، شورای انقلاب را تهدید کرد که اگر با همه افراد معرفیشده موافقت نشود، از سمتش استعفا خواهد داد؛ تهدیدی که از قضا بهواسطه روزهای پرالتهاب انقلاب و لزوم تثبیت آن، برای جلوگیری از هرج و مرج و انحراف انقلاب از مسیر اصلی، منجر به کوتاه آمدن شورای انقلاب و پذیرش بیچون و چرای همه افراد معرفیشده برای تصدی وزارتخانهها شد. آیتالله خامنهای در اینباره میگویند: «ما میگفتیم وزرا باید کسانی باشند که هم انقلابی باشند، هم ضد امپریالیست باشند و هم مسلمان و عمیقا معتقد به اسلام باشند. ما میگفتیم مثلا فلان وزیر را قبول نداریم و… و رئیس دولت موقت به ما میگفت اگر اینها را شما قبول نکنید، من ناچارم استعفا بدهم. حالا شما ببینید وضعیت ما را در مقابل تهدید به استعفا از طرف رئیس دولت موقت. آن هم کی؟ ۲۰ روز پس از تشکیل دولت.»
۲ درگیری بازرگان با کمیتههای انقلابی همواره به یکی از بهانههای او برای ناسازگاری با انقلابیون تبدیل شده بود. در همین رابطه امام خمینی(ره) 9 اسفندماه در آستانه ترک تهران به مقصد قم، در اعلامیه 14 مادهای خود اشاره داشتند که کمیتههای انقلابی به محض مسلط شدن دولت بر اوضاع فعالیتهای خود را به دولت تسلیم کنند. با اینحال بازرگان همان روز در نطق تلویزیونی خود بار دیگر به انتقاد از کمیتههای انقلاب پرداخت و تصریح کرد که دولت چارهای جز کنارهگیری ندارد! این در حالی بود که هنوز حکم بازرگان به یک ماه هم نرسیده بود و تنها 17 روز از پیروزی انقلاب میگذشت. به هر روی برای آنکه همه بهانهها از دولت تازهکار انقلاب گرفته شود، بلافاصله یعنی دهم اسفندماه آیتالله مهدویکنی به ریاست کمیتهها برگزیده شد و سخنگوی دولت نیز اعلام کرد کار کمیتهها به دولت سپرده میشود.
۳ 15 اسفندماه امامخمینی(ره) در مدرسه فیضیه قم به صراحت از عملکرد دولت موقت ابراز نارضایتی کرده و در انتقاد از عملکرد بازرگان تاکید کردند: «ضعیفید آقا. تا ضعیفید زیر بار اقویا هستید.» اگرچه همسو با این انتقادات از مردم نیز خواستند که از دولت حمایت کنند. با اینحال رئیس دولت موقت سعی میکرد با پاسکاری اشتباهات به دیگران از خود سلب مسئولیت کرده و راه خود را برود. اوضاع بحرانی بعد از انقلاب را نیز به شرایط اضافه کنید، آنهم در شرایطی که غائله کردستان نیز به راه افتاده بود و دامنه آن تا خوزستان نیز کشیده شده بود. بازرگان تسلطی بر اوضاع نداشت و حلقه نزدیکان اطرافش نیز بر این آشفتگی و اختلافات دامن میزدند. در این میان امیرانتظام که هم سخنگوی دولت موقت بود و هم معاون بازرگان محسوب میشد، سخنانی بر زبان آورد که احساسات عربزبانان خوزستان را برانگیخت. اواخر اسفندماه بود که امام خمینی و آیتالله طالقانی از بازرگان میخواهند برای ختم غائله و دلجویی از مردم خوزستان هم که شده، امیرانتظام را از سمتش عزل کند. با این حال بازرگان نهتنها امیرانتظام را عزل نمیکند، که حداقل با وی برخوردی هم ندارد. او در پاسخ به دستور امام تصریح میکند که «یا امیرانتظام هست و من هستم، یا اگر برود من هم خواهم رفت.»
۴ بعد از تشکیل اولین مجلس خبرگان و با آغاز زمزمهها برای قرار گرفتن اصل ولایتفقیه در قانون اساسی، دولت موقت تلاشهایی را آغاز کرد تا با تحت فشار قرار دادن سران انقلاب، این مجلس را به انحلال بکشاند. به همین واسطه با پیشنهاد عباس امیرانتظام لایحهای تهیه میشود که به موجب آن مجلس خبرگان منحل شود. در ادامه امیرانتظام روز 18 مهر 58، جلسهای را با حضور اعضای دولت ترتیب داده و در پایان آن این جمعبندی را به تصویب میرساند که مجلس خبرگان باید منحل شود؛ مصوبهای که اگرچه امضای 14 نفر از وزرای دولت را به همراه داشت، اما تعدادی از اعضای دولت از جمله شهید چمران و مرحوم ابراهیم یزدی به آن رای مثبت نمیدهند. این البته در حالی بود که مجلس خبرگان قانون اساسی برآمده از رأی مستقیم مردم بود و طرح ایده انحلال این مجلس آن هم از سوی دولتی که خود را از همه دموکراتیکتر میخواند و داعیه جمهوری دموکراتیک اسلامی را داشت، بهطور مستقیم اقدامی برخلاف رأی ملت محسوب میشد. به هر روی از آنجا که این لایحه با موافقت صد درصدی هیات وزیران همراه نبود، قرار بر این شد که قبل از اعلام رسمی آن با حضرت امام مشورت صورت گیرد. با این حال اعضای دولت موقت تصمیم گرفتند در صورت مخالفت امام با این لایحه، به صورت دستهجمعی استعفا دهند. با این وجود امامخمینی(ره) با این لایحه صراحتا مخالفت کردند و البته اعضای دولت موقت هم تصمیمشان را عملی نکردند. امام همان روزها در اظهارنظری صریح تاکید کردند که «در مجلس خبرگان به مجرد اینکه صحبت ولایت فقیه شد، شروع کردند به مخالفت. حتی اخیرا در همین دو سه روز پیش در یکی از مجالسشان این منحرفین گفتند که این مجلس خبرگان باید منحل شود.» دو سال بعد امام خمینی(ره) در 24 خرداد 1360 ضمن بازخوانی این ماجرا فرمودند: «قضیه آنکه مجلس خبرگان منحل بشود، در زمان دولت موقت طرح شد و معلوم شد که اساسش از امیرانتظام بوده. آن وقت آمدند آقایان پیش ما؛ آقای بازرگان و رفقایش گفتند: ما خیال داریم این مجلس را منحلش کنیم. من گفتم: شما چهکاره هستید که میخواهید این کار را بکنید! شما چه سمتی دارید که بتوانید مجلس منحل کنید؟ پا شوید بروید سراغ کارتان. وقتی دیدند محکم است مساله، کنار رفتند. مساله انحلال مجلس ـ خبرگان روی این زمینه بود که دیدند مجلس خبرگان یک مجلس اسلامی شد، یک مجلسی شد که اکثرش از علما هستند. اینها خب، از این علما میترسند، ضربه خوردند.»
۵ فردای روزی که دانشجویان پیرو خط امام لانه جاسوسی را به تسخیر خود درآوردند، دولت موقت بار دیگر تصمیم به استعفا گرفت. در همین رابطه شامگاه 14 آبان هیات دولت تشکیل جلسه داد و ضمن تاکید بر استعفای نخستوزیر تصمیم بر آن شد که متن استعفا شبانه برای رهبری انقلاب ارسال شود. حامل نامه استعفا که یکی از نزدیکان بازرگان بود، قبل از تقدیم نامه، ضمن گوشزد کردن عواقب استعفای دولت موقت به ایشان، با ادبیاتی تهدیدآمیز خاطرنشان میکند که مکتوب استعفا در اختیار رادیو و تلویزیون قرار گرفته و فردا صبح، – یعنی صبح 15 آبان- از اخبار صبحگاهی رادیو و تلویزیون پخش خواهد شد. صبح 15 آبان اما برخلاف تهدید دولت موقت، هیچ خبری از استعفای بازرگان و وزرایش پخش نشد و اولین بار اخبار ساعت 14 خبر استعفا و متن آن را اعلام کرد. به بیان دقیقتر، بهرغم آنکه دولت موقت شامگاه 14 آبان حضرت امام را از تصمیم خود برای استعفا آگاه میسازد، خبر رسمی این استعفا، ظهر 15 آبان از سوی صداوسیما اعلام میشود و این یعنی دولت موقت پس از تقدیم استعفای خود به امام، تا صبح 15 آبان به امام خمینی فرصت میدهد که اعلام نظر کنند؛ اعلام نظری که به تصور اعضای دولت موقت چیزی نبود جز عدم موافقت امام با این استعفا و در نتیجه کوتاه آمدن ایشان در برابر خواستههای ملیگراها. اما اینبار برخلاف پیشبینی بازرگان و رفقا، امامخمینی(ره) با استعفای دولت موقت موافقت کرده و شورای انقلاب را مامور به اداره کشور کردند.
