دشمن گمان میکرد با حملات دفعی و به شهادت رساندن رهبر گرانمایه انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد و پیادهسازی پلکانی نقشه خود میتواند ایران را به مرز تسلیم پذیری و فروپاشی برساند.
جوان آنلاین: دشمن گمان میکرد با حملات دفعی و به شهادت رساندن رهبر گرانمایه انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد و پیادهسازی پلکانی نقشه خود میتواند ایران را به مرز تسلیم پذیری و فروپاشی برساند. دشمن پیش از این با پروژه شوم آشوب و کشتهسازی و با پمپاژ دروغ و سیاهنمایی تلاش کرده بود فضای ناامنی و بیاعتمادی را به کشور تحمیل کند و زمینه کارا کردن حملاتش در آینده را مهیا کند. اما ایران از همان ابتدا با رونمایی از راهبرد جنگ منطقهای و ضربه به مقر تروریستهای تجزیه طلب نشان داد که از نقشه چندوجهی آنها آگاه است و برای هر گام از عملیات دشمن، برنامهای مبتکرانه برای اقدام دارد.
در واقع، جنگی که دشمن برای کشور طراحی کرده بود تنها لایه تدافعی و نظامی و حاکمیتی را هدف قرار نداده بود، این جنگ از ابتدا ریشههای اجتماعی کشور را در معرض حمله قرار داده بود. تضعیف امنیت و بیثباتی در جامعه و اثرگذاری بر افکار عمومی در پس زمینه حملات میدانی، اقدامی برای تضعیف واکنش نظامی کشور بود. دشمن به حساب آنکه با دستکاری افکار عمومی بر ضد حاکمیت و نیروهای امنیتی و کاهش اعتماد عمومی مسیر خود را برای برد در جنگ فراهم کرده، چندی پس از آن حp>
تثبیت موفقیتهای میدانی با دیپلماسی
به این ترتیب، در اثر هماهنگی و همافزایی دو رکن تعیینکننده (مردم و نیروهای مسلح)، امروز دیپلماسی به نقطهای رسیده است که میتواند دستاوردهای جنگ کنونی را نقد کند. این همان نقطهای است که دیپلماسی مقاومت را از حالت تدافعی خارج میکند و آن را به ابزاری تهاجمی برای تثبیت موفقیتهای میدانی تبدیل مینماید. بنابراین، طبق این فرایند، روند دیپلماسی در آنچه که دشمن میخواهد یعنی آتش بس تحمیلی خارج میشود و در برابر معادله جدیدی قرار میگیرد که در آن حماسه مردم و قدرت نظامی و چانهزنی هوشمندانه در یک جهت و در راستای تأمین منافع نه فقط ایران بلکه کل مقاومت منطقه حرکت میکنند.
