سایهای شیرین تر از گناه!
دیوید لینچ یک چهره تقریباً افسانهای در دنیای سینما و تلویزیون است. او در گفتگوهای عادی ما از یک سو به عنوان یک خالق معماهای بدون راه حل و فردی غیرقابل پیش بینی معرفی میشود و از سوی دیگر به عنوان هنرمندی با سبکی فوق العاده و قابل تشخیص. آثار او افسانهها را با واقعیات وحشیانه، بی گناهی را با زمزمههای شیطانی و زندگی روزمره را با وحشت سورئال ترکیب میکند. بنابراین به سختی میتوان نمونهای بهتر از سریال «توئین پیکس» برای این زیبایی شناسی پیدا کرد که در سال 1990 بازار تازه داغ شده تلویزیون را متحول کرد و یکی از جذاب ترین ماجراهای تاریخ سینمای کوچک را به راه انداخت.
از دهه 1990 تا به امروز، این شهر که در «جایی» در شمال غربی ایالات متحده واقع شده است، نگرانی و تعجب بینندگان را برانگیخته است. پرده قرمز، لژ سیاه، جغدهای مرموز و لبخند گسترده لورا پالمر تنها برخی از عناصری هستند که در فرهنگ عامه مخاطبان مشتاق توئین پیکس گنجانده شدهاند. سریال Twin Peaks بارها مورد بازبینی قرار گرفته است، چه از طریق نسخههای بلوری، چه از طریق تجزیه و تحلیل انتقادی عمیق، یا حتی دنباله رسمی Twin Peaks: The Return در سال 2017. اما پشت هر یک از این سفرها به شهر خوابآلود (یا شاید نسبتاً کابوسآمیز؟) همان دو نفر خلاق هستند: دیوید لینچ و مارک فراست (نویسنده مشترک سریال).
