دو راهی مسولان ایرانی بعد از بیانیه چین و شورای همکاری

چین به عنوان کشوری که تمرکزش بر رشد اقتصادی است و در سال ۲۰۲۱ صادراتی معادل ۳.۳۶ تریلیون دلار داشته، چگونه می‌توانست با کشوری که تنها ۸.۳ میلیارد دلار از این صادرات یعنی اندکی بیش از دو‌دهم درصد آن را جذب کرده، رابطه‌ای استراتژیک داشته باشد؟
چین به عنوان کشوری که تمرکزش بر رشد اقتصادی است و در سال ۲۰۲۱ صادراتی معادل ۳.۳۶ تریلیون دلار داشته، چگونه می‌توانست با کشوری که تنها ۸.۳ میلیارد دلار از این صادرات یعنی اندکی بیش از دو‌دهم درصد آن را جذب کرده، رابطه‌ای استراتژیک داشته باشد؟

بیانیه چین و شورای همکاری

اقتصاد۲۴- مواضع اخیر چین در جریان سفر رهبر این کشور به عربستان و دو بیانیه مشترک با عربستان و شورای همکاری خلیج فارس اگرچه سیاست خارجی جمهوری اسلامی را با بحران مواجه کرده و قاعدتا باید مسئولان سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تکان داده باشد، اما برای ناظران بیرونی غافلگیرکننده نبوده است. چنین عاقبتی برای یک سیاست خارجی تک‌سویه و نامتوازن قطعی و محتوم است. هیچ‌وقت تردیدی در نادرست‌بودن تصور مسئولان ایرانی مبنی بر داشتن روابطی راهبردی با چین وجود نداشته و مقامات چینی هرگز چنین تصوری نداشته‌اند. این مواضع فقط رویکرد سیاسی سال‌های اخیر چین به منطقه و بازیگران آن را از پرده برون افکند.

اما دو چیز تعجب‌آور است: نخست اینکه چین نه‌تن‌ها در تعرض به تمامیت ارضی ایران بلکه در همه موارد دیگر بر مواضع شورای همکاری صحه گذاشته و ازجمله از مشارکت «کشور‌های منطقه» برای رسیدگی به «پرونده هسته‌ای ایران» حمایت کرده، فعالیت‌های ایران در منطقه را «بی‌ثبات‌کننده» خوانده، «حمایت از گروه‌های تروریستی و فرقه‌ای و سازمان‌های مسلح غیرقانونی» را به ایران نسبت داده و خواستار پیشگیری از «اشاعه موشک‌های بالستیک و پهپاد» شده است. دوم اینکه چین در حالی چنین صریح و علنی با ایران درافتاده که خود اولا با دعاوی ارضی بی‌شماری مواجه است و ثانیا در چارچوب راهبرد بنیادین «رشد صلح‌آمیز» همیشه به جد می‌کوشید تا در مناقشات سیاسی و ژئوپلیتیک بین کشور‌ها کاملا بی‌طرف بماند. شگفتی این مواضع چین وقتی روشن‌تر می‌شود که بدانیم در بیانیه مشترک بایدن و شورای همکاری که در سفرش به عربستان در ۱۷ جولای ۲۰۲۲ منتشر شد، نه سخنی از جزایر ایرانی است و نه از اتهاماتی مشابه علیه ایران.

چین به عنوان کشوری که تمرکزش بر رشد اقتصادی است و در سال ۲۰۲۱ صادراتی معادل ۳.۳۶ تریلیون دلار داشته، چگونه می‌توانست با کشوری که تنها ۸.۳ میلیارد دلار از این صادرات یعنی اندکی بیش از دو‌دهم درصد آن را جذب کرده، رابطه‌ای استراتژیک داشته باشد؟ در مقابل، وقتی چین یک تجارت ۲۳۰ میلیارد دلاری با شورای همکاری دارد و از جمله حدود ۴۰ درصد از کل نفت وارداتی‌اش را از این بلوک تأمین می‌کند، چرا نباید آن‌ها را به ما ترجیح دهد؟ به همه این‌ها باید فرصت‌های ناشی از چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان، نگاه استراتژیک چین به سواحل جنوبی خلیج فارس از جمله در ارتباط با ابتکار جاده و کمربند و سرمایه‌گذاری ۵.۵ میلیاردی دلاری در عربستان در این رابطه در سال جاری و بسیاری موارد دیگر را نیز افزود. در کل، طبیعی است که دیگران حساب واحدی برای شورای همکاری با مجموع تولید ناخالص داخلی حدود دو تریلیون دلار در ۲۰۲۲ با رشد ۶.۹ درصدی و ایران با تولیدی معادل ۲۷۰ میلیارد دلار باز نکنند.

بیشتر بخوانید: تداوم و تشدید چالش‌ها و تنش‌ها در سیاست خارجی ایران

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *