دولت رئیسی و بی ثباتی اقتصادی؛ تاکتیک‌های اقتصادی دولت سیزدهم در بن بست!

شاید در قرن بیستم اگر تصمیم اشتباهی گرفته می‌شد و زمان از دست می‌رفته هزینه از دست رفتن زمان به اندازه ۵ تا ۱۰ سال از دست دادن زمان بود، اما اکنون، اگر زمان را از دست بدهید، ممکن است فرصت از دست رفته دیگر امکان بازگشت یا رقابت را نداشته باشد
شاید در قرن بیستم اگر تصمیم اشتباهی گرفته می‌شد و زمان از دست می‌رفته هزینه از دست رفتن زمان به اندازه ۵ تا ۱۰ سال از دست دادن زمان بود، اما اکنون، اگر زمان را از دست بدهید، ممکن است فرصت از دست رفته دیگر امکان بازگشت یا رقابت را نداشته باشد

تاکتیک‌های اقتصادی دولت سیزدهم در بن بست

اقتصاد۲۴-  ساعت کاری کارمندان در فصل گرم، با هدف صرفه‌جویی در مصرف انرژی طراحی شد، اما پس از بازخورد‌ها و مشاهده نتایج چند بار تغییر کرد. آخرین تغییر با پیشنهاد قالیباف و پذیرش رئیسی صورت گرفت و سبب شد تا برخی منتقدان طرح تغییر ساعت کار را از اساس کارشناسی‌نشده ارزیابی کنند. دنیای اقتصاد در گزارشی نوشت که با اجرای تغییر ساعت کار، مترو مجبور است خدمات بامدادی خود را یک ساعت زودتر شروع کند. با هر ساعت افزایش کار مترو حدود ۵۰۰ میلیون تومان به این شرکت تحمیل می‌کند. یعنی در سه ماه حدود ۴۵ میلیارد تومان. از سوی دیگر در فصل گرم سال، مصرف برق بیشتر می‌شود؛ بنابراین مصرف انرژی و هزینه تامین برق هم بیشتر می‌شود.

به گزارش فرارو، انتقاد از طرح احتمالاً کارشناسی‌نشده تغییر ساعت کار، در کنار مسائلی از قبیل افزایش آلودگی هوا با مازوت‌سوزی، قرار گرفتن مجدد ایران در فهرست سیاه FATF در کنار میانمار و کره شمالی و از دست رفتن زمان طلایی برای مذاکره این سوال را بین افکار عمومی ایجاد کرده که چرا ساختار دولتی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی منفعل یا ناموفق ظاهر می‌شود؟ عوارض تصمیمات اشتباه چیست و تبعات آن به عهده چه کسی است؟ فرارو برای ارائه پاسخ به این پرسش‌ها با ۴ اقتصاددان گفتگو کرده است:

چرا تاکتیک‌های اقتصادی دولت سیزدهم جواب نمی‌دهد؟ مهدی پازوکی، اقتصاددان در گفتگو با فرارو در خصوص علل تصمیمات اشتباه اقتصادی گفت: «ما با پدیده‌ها برخورد علمی و کارشناسی نمی‌کنیم. این در حالیست که در کشور‌های توسعه یافته، رمز توسعه، تغییر مبانی علمی و فنی تولید، از سنتی به مدرن است. در جامعه در حال توسعه، روش سنتی است، اما هدف پیشرفت است و در نتیجه چنین رویکردی جواب نمی‌دهد. ما درگیر یک عقب ماندگی فکری شده‌ایم که می‌خواهیم با مدیریت سنتی یک جامعه صنعتی را اداره کنیم. این سیستم قطعا جواب نمی‌دهد و محکوم به شکست است. ما دچار یک «جهالت اقتصادی» شده‌ایم. این جهالت اقتصادی باعث شده کشور ما از برنامه‌های خود عقب بماند. طبق سند چشم انداز، قرار بود ایران شاگرد اول منطقه آسیای جنوب شرقی باشد. اما نه تنها شاگرد اول نشدیم بلکه از رقبای منطقه‌ای نیز عقب افتاده‌ایم. ما دچار بحران عقلانیت هستیم. در دوره احمدی نژاد، چون درآمد‌های ارزی بالا بود (۶۰۰ میلیارد دلار نفت فروختیم)، بحران عقلانیت کمتر محسوس می‌شد. اواخر دوره آقای احمدی نژاد، نرخ تورم ۴۰ درصدی بود و رشد اقتصادی نیز منفی شده بود. پس از وی و در دولت آقای روحانی، برجام، تورم را تک رقمی کرد، پس مشخص شد که برجام برای اقتصاد کشور حائز اهمیت است، اما مجددا تندرو‌ها شرایط را تغییر دادند. اکنون نه تنها ابعاد فقر گسترش پیدا کرده است، بلکه بالاترین تورم طی سال گذشته در دولت آقای رئیسی ثبت شد.»

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *