
دشمن از یک سو همچنان به جنوب کشور تجاوز میکند و از سوی دیگر برخی از خواص و چهرهها، بدون توجه به شرایط موجود از واژگانی بهره میگیرند که کاملا مورد پسند دشمن آمریکایی و صهیونی است.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: دشمن از یک سو همچنان به جنوب کشور تجاوز میکند و از سوی دیگر برخی از خواص و چهرهها، بدون توجه به شرایط موجود از واژگانی بهره میگیرند که کاملا مورد پسند دشمن آمریکایی و صهیونی است و آن انتقاد یا تمجید از تحرکات و اقدامات «تندروها» و «میانهروها» در عرصه سیاسی کشور است. برچسبزنی به عنوان تندرو یا جنگطلب، تاکتیکی قدیمی برای به چالش کشاندن تصمیم واحد برای پاسداری از کیان کشور است. در اصل، هر کس بخواهد حقوق ملت را مطالبه کند یا از پاسخ سخت به دشمن سخن بگوید، توسط جماعتی به عنوان تندرو معرفی میشود. هدف این است، قاطعیت را به جنگطلبی تشبیه کنند تا جامعه و مسئولان از ترس جنگ، از دفاع قاطع فاصله بگیرند. در حقیقت، آنها میخواهند «عزت و حقطلبی» را به عنوان ریسک و خطر معرفی کنند. حال باید پرسید چرا دوقطبی «تندرو-میانهرو» یک توهم کاذب است؟
باید توجه داشت، وقتی در بدنه تصمیمگیرنده، افرادی را تندرو یا جنگطلب مینامند به «یکپارچگی اراده» خدشه وارد میشود. دشمن میبیند در داخل اتاقهای تصمیمگیری، شکاف وجود دارد و همین شکاف، فرصت نفوذ و فشار بر جمهوری اسلامی را فراهم میکند. در همین گذار به مصداقی میپردازیم. در فرآیند انتخابات هیاترئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در سال سوم، دو عضو دیگر نتوانستند اعتماد اعضا را کسب کنند. پس از اعلام نتایج برخی رسانهها و کانالهای خبری در تحلیلی مدعی شدند: تندروها از هیاترئیسه کمیسیون افتادند. قطعا نمیخواهیم عملکرد دو عضو کمیسیون را تایید یا رد کنیم، بالاخره افراد آن هم در جایگاه حساسی همانند پارلمان در کارنامه خود نقاط مثبت و منفی ثبت و ضبط میکنند و سیدمحمود نبویان و ابراهیم رضایی هم از این دایره مثتثنی نیستند، اما نباید عدم رایآوری آنان، سوژهای برای دامن زدن به دوقطبیهای کاذب شود! به دلیل آنکه در کمیسیون امنیت ملی، ملاک باید تخصص استراتژیک و بصیرت باشد، نه اینکه نمایندهای تندرو و دیگری میانهرو معرفی شود.
