ناو دنا بعد از اتمام رزمایش و در حال بازگشت به ایران در سواحل سریلانکا در ساعت ۳:۲۵ بامداد در ۱۳ اسفند به صورت ناجوانمردانه از سوی زیردریایی امریکایی با شلیک دو اژدر مورد اصابت قرار گرفت. همسرم بسیار مظلومانه و غریبانه دور از وطن و در ماه رمضان روح پاکش به آسمان پرواز کرد؛ انشاءالله همنشین تشنه لب کربلا امام حسین (ع) هستند
جوان آنلاین: چند روز پس از آغاز جنگ رمضان، ناوشکن دنا در مسیر بازگشت از رزمایش بینالمللی «میلان ۲۰۲۶» هند مورد حمله زیردریایی ارتش تروریستی امریکا قرار گرفت. در این حمله ناجوانمردانه ۱۰۴ نفر به شهادت رسیدند که ۲۰ نفر از آنها مفقودالاثر بودند. ناصر شوکتیمیر از نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از فرماندهان یگان موزیک بود که در مسیر برگشت از رزمایش در ۱۳ اسفند ماه ۱۴۰۴ به شهادت رسید و جزو ۲۰ نفر مفقود الاثر این واقعه قرار گرفت. این روایت، بخشی از زندگی ناصر شوکتیمیر از زبان همسرش «حدیث بابایی» است که نامش در تاریخ ایران ماندگار شد. همسر شهید در گفتوگو با ما میگفت: ناصر به آرزوی خودش که شهادت بود، رسید و چه عاقبت بخیری زیبایی را برای خودش رقم زد.
شهید جاویدالاثر ناصر شوکتی متولد چه سالی بودند؟
ایشان متولد ۱۵ آذرماه ۱۳۶۲ در شهر خرمآباد استان لرستان بودند. شهید پسر خاله من هستند و در یک خانواده پرجمعیت مذهبی و هفت نفره زندگی میکردند. ناصر فرزند دوم خانواده بود. در یک خانواده که از لحاظ مالی بسیار ضعیف بود بزرگ شد و از همان کودکی با دستفروشی برای خانوادهاش امرار معاش میکرد. همچنین از کودکی بسیار فرد زحمتکشی بود، از نظر درسی هم بچه بسیار باهوشی بود. رشته درسیشان ریاضی و فیزیک و از استعداد بسیار بالایی برخوردار بود، ولی به علت شرایط مالی نتوانست وارد دانشگاه شود و رشته مورد علاقهاش را ادامه دهد. پدر ناصر شغل آزاد داشت و بنایی و کارگری میکرد. حاصل ازدواج من با همسرم دو فرزند دختر به نامهای بهاره ۱۶ ساله و ترانه ۹ ساله است.
گویا شهید از حافظان قرآن در نیروی ارتش جمهوری اسلامی بودند؟
بله، همسرم حافظ ۱۵ جزء قرآن کریم و از قاریان برتر نیروی دریایی در بندرعباس بودند. وقتی که ایشان برای مسابقات قرآنی به مشهد دعوت شدند تمام جوایز نقدی خود را به حرم امام رضا (ع) تقدیم کردند. همچنین ایشان بسیار مشوق من و خانواده برای حفظ قرآن بودند در جلسات قرآنی که هر هفته در یکی از منازل حافظان قرآن برگزار میشد، دختر کوچکم ترانه را همراه خود میبرد. آقا ناصر صدای زیبایی در تلاوت داشت و موقعی که آیههای قرآن را تلاوت میکرد و صوت صدایش در خانه پخش میشد، موجب انرژی مثبت در اعضای خانواده و آرامش همه میشد. ناگفته نماند حتی همسرم مشوق همکاران در محل کار نیز بود و آنها را تشویق میکرد آیههای قرآن را به حافظه خود بسپارند تا بتوانند دائم با خود زمزمه کنند.
چطور شد همسرتان وارد نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی شد؟
ایشان بعد از گرفتن دیپلم و با توجه به علاقهای که به نظام و برای حفظ وطنمان داشت، وارد نیروی دریایی ارتش شد. ناصر بسیار آرزوی شهادت داشت و از من میخواست برای شهادتش دعا کنم. ارادت خاصی به حضرت زهرا (س) داشت و بسیار ولایتمدار بود. سخنان رهبری که از تلویزیون پخش میشد با دقت گوش میداد و دخترانم بهار و ترانه را هم به داشتن حجاب برتر تشویق میکرد. یکی از همکاران نزدیک ناصر برایمان تعریف کرد: «یک روز بین همکاران صحبت از شهادت شده بود و هر کدام از همکاران گفته بودند دوست دارند نحوه شهادتشان به چه صورت باشد. آقا ناصر گفته بود، من دوست دارم شهید شوم و همچون حضرت زهرا (ع) قبری نداشته باشم. همینطور هم شد و خدا حاجت او را داد و ناصر را جاویدالاثر کرد. پیکر مطهرش در اعماق دریا ناپدید شد و نیامد.»
