سؤالی دارم که مثل بغض به گلویم چسبیده است! سؤالی که مربوط میشود به خواستاندیشی آدمهای خاص در فدراسیون فوتبال! سؤالی که مربوط میشود به تصمیمهای الکی؛ تصمیمهای فلهای و تصمیمهای دلبخواهی!
سؤالی دارم که مثل بغض به گلویم چسبیده است! سؤالی که مربوط میشود به خواستاندیشی آدمهای خاص در فدراسیون فوتبال! سؤالی که مربوط میشود به تصمیمهای الکی؛ تصمیمهای فلهای و تصمیمهای دلبخواهی!
تصمیمهایی که نشان میدهد، هنوز که هنوز است با حب و بغضهای قبیلهای طرفیم! تصمیمهایی که حکایت دارد از اهمیت ندادن به مصالح فوتبال، به مهم ندانستن راهکارهای اصیل و اعتلابخش و پیشرفتساز!
قضیه ساده است! قصه بدین قرار است: … برخلاف همه قول و قرارهای اولیه؛ برخلاف همه نهادههای پیشین و همواره به اجرا درآمده، برخلاف همه فایدهمندیها به سود فوتبال، در حالی که هم مقررات و هم روال اجرایی، تکلیف صعود و نزول تیمها را روشن کرده و «باید» یعنی به تمام معنا باید «3» تیم بالا برود و «3» تیم راهی دسته پایینتر شود، خواستاندیشان وارد میشوند و طی دو مرحله یک شانس را از تیمهای دسته اولی میگیرند!
