دوستم به زنی مرموز تبدیل شد و شوهرم را فراری داد

این زن جوان با بیان این که ۱۱سال قبل در مشهد ازدواج کردم ،درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری گلشهرمشهد گفت: من درمشهد به دنیا آمدم و همه اعضای خانواده ام به شغل خیاطی مشغول هستند. پدرم کارگاه خیاطی داشت و مادرم نیز درآن جا کار می کرد. من هم بعد ازآن که تحصیلاتم درمقطع دبیرستان به پایان رسید، به کارگاه خیاطی برادر بزرگترم رفتم و درکنار او به شغل خیاطی روی آوردم. 

دوستم به زنی مرموز تبدیل شد و شوهرم را فراری داد

این زن جوان با بیان این که ۱۱سال قبل در مشهد ازدواج کردم ،درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری گلشهرمشهد گفت: من درمشهد به دنیا آمدم و همه اعضای خانواده ام به شغل خیاطی مشغول هستند. پدرم کارگاه خیاطی داشت و مادرم نیز درآن جا کار می کرد. من هم بعد ازآن که تحصیلاتم درمقطع دبیرستان به پایان رسید، به کارگاه خیاطی برادر بزرگترم رفتم و درکنار او به شغل خیاطی روی آوردم. 

آن جا دختری نیزکار می کرد که خیلی زود باهم صمیمی شدیم و دوستی ما زبانزد دیگران شد. درهمین مدت او بسیاراز برادرش تعریف و تمجید می کرد تا این که بالاخره مرا برای «بهداد»خواستگاری کرد.

منبع  : مستقل آنلاین

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *