روحیه بچهها به خاطر شرکت نکردن در عملیات بهم ریخته بود. خصوصاً که در حین عقب نشینی بین گلولای، افتان و غلتان طی مسیر میکردیم و خمپارههای بعثیها هم از سمت کوههای گردرش و قامیش به سمت ستون گردان سرازیر میشدند. بالاخره حوالی ظهر به منطقه دور از دسترس خمپاره و تیربار بعثیها رسیدیم و مقابل قله قامیش عراق مستقر شدیم
جوان آنلاین: تصاویری که از دوران دفاع مقدس به یادگار مانده است، هر کدام حکایتی درون خود دارند. عکسهایی که در حال و هوایی آن روزها به ثبت میرسیدهاند و اکنون برای ما، چون سندی از روزهای پرافتخار دفاع مقدس، به یادگار ماندهاند. مطلبی که پیش رو دارید، حکایتی است که هرچند به بهانه ثبت یک تصویر رقم میخورد، اما نحوه اعزام و نهایتاً ورود گردان حمزه از لشکر قدس گیلان به عملیات والفجر ۱۰ را روایت میکند. تصویری پرخاطره از زمستان ۱۳۶۶ در منطقه ماووت عراق. راوی این عکس و ماجراهای پیرامونی آن، جانباز دکتر عباس شهدی از رزمندگان گردن حمزه و دسته حضرتعلیاکبر (ع) است. روایتهای این جانباز دفاع مقدس را پیش رو دارید.
دسته حضرت علی اکبر (ع)
افراد این تصویر که از دسته حضرت علی اکبر گردان حمزه سیدالشهدا (ع) هستند، این عکس را در سومین مکان استقرار گردان حمزه در فاصله چند کیلومتری ماووت و مقابل قله قامیش، پشت کوههای مشرف به ماووت عراق انداختهاند. این عکس در واقع از آخرین تصویرهای بچههای دسته ما از ناحیه کوهستانی منطقه ماووت عراق است. زمان و لحظه تصویربرداری حوالی ظهر و در اوایل اسفند ماه ۱۳۶۶ است. به جهت استقرار دسته در دامنه و بال جنوبی کوه، حال و هوای منطقه استقرار ما کمی گرمتر از حالوهوای زمستانی و برفی دامنه بال شمالی کوه به نظر میرسد.
این چهرههای خندان و لبخندی که روی صورت افراد حاضر در این تصویر دیده میشود، به دلیل شوخی و مزاح همیشگی چند نفر از بچههای لوطی مسلک و اهل دل و شلوغ دسته است که اثر شوخیهای آنها در این تصویر قابل مشاهده است. اما بعداً شجاعت مثال زدنیشان به فاصله کمتر از ۴۰ روز از این تصویر در عملیات والفجر ۱۰ در منطقه خرمال و بانی بنوک رقم خورد و حماسه ماندگاری خلق کرد. چند نفر از این بچهها حدود یک ماه بعد به شهادت رسیدند.
