سناریوی قتل زن صیغهای با بررسی دوربینهای مداربسته راهروی یکی از برجهای مسکونی تهران رنگ باخت.
جوان آنلاین: عصر دوازدهم فروردین، برج در ظاهر آرام بود؛ همان سکوت آشنایی که در ساختمانهای چندطبقه جریان دارد. اما پشت یکی از درها، چیزی در حال فروپاشی بود. صدای مشاجرهای تند، آرامش طبقات را شکست. کلماتی که دیگر کسی دقیق به یاد نمیآورد، اما لحنشان آنقدر تیز بود که همسایهها را وادار کرد لحظهای مکث کنند. چند دقیقه بعد، سکوتی سنگین حاکم شد، اما در همین حال صدای مهیبی در ساختمان پیچید. درهای واحدهای مسکونی یکی بعد از دیگری باز شد و ساکنان برای کنجکاوی از آنچه رقم خورده بود بیرون آمدند. آنچه مقابل دیدگانشان قرار داشت، صحنهای بود که تا مدتها از ذهنشان پاک نمیشود. پیکر نیمهجان زنی روی راهپلهها سقوط کرده بود. هر کسی چیزی میگفت و فرضیهای مطرح میکرد. هم حرف از سقوط بود و هم صحبت از انگیزهای مجرمانه. چند نفر هم دست به تلفن همراه بردند و با پلیس و امدادگران تماس گرفتند.
خیلی زود پلیس و امدادگران در محل حاضر شدند، اما دیگر امیدی به نجات زن جوان که محبوبه نام داشت وجود نداشت. بررسیهای پلیس هم از همان لحظه شروع شد و برگه اولِ پرونده شد. تحقیق از ساکنان درباره حادثهای که رقم خورده بود آغاز شد. در میان حرفهای همسایهها شنیده شد که لحظاتی قبل از حادثه، مردی به شتاب ساختمان را ترک کرده است. آن مرد نادر نام داشت و شوهر صیغهای محبوبه بود؛ بنابراین به عنوان مظنون اصلی تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد.
در اتاق بازجویی، نادر آرام به نظر نمیرسید، اما سعی میکرد خود را کنترل کند. نگاهش بین زمین و میز در رفتوآمد بود.
او گفت: «دو سال پیش با محبوبه آشنا شدم… عقد موقت بود…، اما همیشه اختلاف داشتیم…»
